رئیس جمهور سفرش به ارمنستان را نیمه کاره گذاشت و به تهران برگشت. احمدی نژاد، محبوب دل­ها در پاسخ این عمل گفت که سفر قرار بوده 22 ساعت طول بکشد و یک ساعت و نیم هم زیاد شده. آسوشیدپرس به قل از یک خبرگزاری روسی که اسمش سخت بود نوشته که رئیس جمهور ایران برای شرکت در یک جلسه مهم و تصمیم­گیری در مورد یک موضوع مهم­تر سفرش را رها کرده. یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود به ما گفت که هیچ کدام اینها نبوده و رئیس ­جمهور دلش برای آقای الهام تنگ شده بود. در نتیجه به محض رسیدن به تهران با آقای ولایتی گفتگو کرد. عکس­های منتشر شده نشان می­دهد که موضوع مهمی بوده. با توجه به ارتباط عاطفی عمیق بین آقای رئیس ­جمهور و آقای سخنگو و وزیر دادگستری و غیره نگرانی خودمان را نسبت به اخلال در مسافرت­های رئیس ­جمهور به ونزوئلا و پاراگوئه و اینکه اصولاً رفت و برگشت به اون ور کره زمین بیشتر از دو روز طول می­کشد اعلام می­داریم. متاسفانه با توجه به مسئولیت­های خطیر آقای الهام و همسر خانم رجبی همراهی ایشان با رئیس جمهور ممکن نیست، چرا که عملاً اوضاع مملکت مختل می­شود و کشور پنج نفر از مدیران کلیدی خود را از دست خواهد داد.

رئیس ­جمهور پس از انتشار شایعاتی در مورد استعفای وزیر امور خارجه این خبر را تکذیب کرد و گفت: «آقای متکی محکم سرجای خود هستند و کارشان را خیلی هم با نشاط ادامه می دهند.» آقای احمدی ­نژاد در مورد نوع نشاط مورد اشاره توضیحی نداد. ظاهراً آقای متکی سر جای خودش بند نشده و برای محکم نشستن محکم به صندلی بسته شده است.

رئیس کمیسیون انرژی مجلس اعلام کرد ذخایر ارزی کشور 68 میلیارد دلار است و کشور هیچ مشکلی ندارد. تعدادی از آگاهان اقتصادی گفتند: کو؟ ما که نمی­بینیم. پاسخ آمد: با چشم بصیرتتان ببینید. گفتند: چشم بصیرت که نون و دموکراسی نمی­شود؟ نعره آمد که عوضش به درد مصاحبه می­خورد.

رئیس ­جمهور گفت: غربی­ها از مقابله با ملت ایران پشیمان شده­ اند. ملت ایران هر چقدر فکر کرد یادش نیامد کی با غربی­ها مقابله کرده. غربی­ها هم هر چقدر زور زدند احساس پشیمانیشان نگرفت. بنابر این تصمیم گرفتند چیز دیگری نشان بدهند. فعلاً که دارند دندان نشان می­دهند. پیش­بینی می­شود در آینده نزدیک به نشان دادن سایر قسمت­ها هم برسد.

رئیس جمهور تصریح کرد: « ما حقمان صد است و می خواهیم تا صد برویم.» ما در حالی که از این سخن پرغرور به وجود آمده­ایم فریاد می­زنیم ما حقمان سیصد است و می­خواهیم تا ششصد و سی پنج برویم. احمدی ­نژاد با اشاره به مواضع خود که در سفرهای استانی اعلام کرده خاطر نشان کرد: « بنده با صدای بلند در شهرستان­ها گفتم که ملت ما اهل مذاکره است اما در باره حقوق خود مذاکره نمی کند.» ما نگرانیمان را نسبت به وضعیت تارهای صوتی ایشان اعلام داشته و درخواست می ­کنیم از میکروفون و بلندگو استفاده شود.

168 نماینده مجلس از زحمات لاریجانی در پرونده هسته ای تشکر کردند. سایر نمایندگان به وی اس ام اس زدند. در پیامک­های ارسالی آمده: ما متوجهیم که شما می­خواستید یک کاری بکنید، متاسفانه وفت نشد.

یک تعدادی دوربین در دانشگاه ما نصب شده که مسلماً به دلیل گسترش فرهنگ سینمای مستند و رشد ذهنیت فرهنگی دانشجویان نیست. احتمال اینکه قضیه دوربین مخفی باشد هم نیست. چون حداقل تعدادی زیادیش به اون صورت مخفی نیست. فلذا به دانشجویان دلبند توصیه اکید می­کنیم من بعد در محیط دانشگاه دست توی دماغشان نکنند. چرا که این عمل ناپسند موجب جریحه ­دار شدن احساسات پاک سایر دانشجویان شده و منجر به احضار دانشجو به کمیته انظباطی می ­شود.

آقای احمدی ­نژاد در همان مصاحبه ­ای که اون بالا به سمع و نظرتان رسید گفت: « دور جدید تحرکات دیپلماتیک ایران به زودی آغاز خواهد شد» امیدواریم آقای متکی جهت شرکت در تحرکات دست از محکم نشستن به صورت با نشاط بر روی صندلی برداشته و نقش مؤثری در این تحرکات ایفا کند. توصیه می­کنیم تحرکات به محوی صورت پذیرد که موجب تحریک استکبار جهانی نشود.

این جلسه شورای عمومی بحث در مورد کندن است. اینکه اصولاً چه کسی حق کندن دارد و کسی که کند باید چه کارش کرد. ما از اینکه معضلات جنبش دانشجویی حول کندن شکل گرفته بسی خشنودیم. طبق بند دوم ماده 43 میثاق حقوق مدنی و سیاسی هر فردی حق کندن دارد و این حق را نمی­توان از وی گرفت یا بطور خودسرانه سلب نمود. این مسئله نشان می­دهد که حقوق حقوق بشر برای ما خواب و خوراک نگذاشته. نهایتاً تصمیم بر این شد که در مورد کندن اجماع صورت گرفته و سپس عمل خطیر کندن بطور کنش دسته ­جمعی صورت پذیرد.

پ.ن: این طنز هفتگی است که برای خبرنامه انجمن اسلامی شریف می نویسم. ببخشید اگر چندان جالب نیست. به هرحال تا حدودی خط قرمز داریم.

ماكوان مولودزاده، جوان 21 ساله كرد در معرض اجراي حكم اعدام قرار دارد. مولودزاده به اتهام لواط در حالي تحت حكم اعدام قرار دارد كه در زمان ارتكاب جرم طبق قانون اساسي ايران به سن بلوغ نرسيده و طبق معاهدات بين المللي كه توسط دولت ايران پذيرفته شده اعدام مجرميني كه زير 18 سال سن دارند غيرقانوني است.

مولودزاده در تاريخ دهم مهرماه سال گذشته پيرو اعلام شكايت يكي از خويشاوندان هم سن خود به اداره اطلاعات شهرستان پاوه در استان كرمانشاه توسط دادسراي شهر پاوه دستگير شد و دادستاني مسئوليت پرونده وي را به عهده گرفت. در متن شكايت تنظيم شده فرد شاكي از رفتار و برخورد متهم اظهار نارضايتي كرده بود. شاكي پرونده بعدها در تحقيقات اعلام داشت كه ماكوان با فردي اقدام به لواط نموده است. با دستور دادستان شهر پاوه در مهرماه 85 ماكوان مولودزاده را با سر تراشيده سوار بر الاغ در شهر چرخانده اند.

فردي را كه گفته مي شد لواط با وي انجام شده احضار و از وي در اين مورد اقرار گرفته اند. به تدريج افرادي ديگري نيز تحت عنوان انجام لواط با مولودزاده احضار و تحت بازجويي به اين مهم اقرار مي نمايند. طبق موارد مندرج در پرونده اين افراد تنها به انجام عمل لواط اشاره نموده و به هيچ عنوان از تجاوز صحبتي به ميان نياورده اند. ماكوان نيز در بازجويي ها كه گفته شده با اعمال فشار و ضرب و شتم همراه بوده به يك فقره لواط در 8 سال پيش و زماني كه 13 سال داشته اعتراف مي نمايد. افراد مورد اشاره نيز به انجام اين عمل در دوره تحصيلات راهنمايي اشاره نموده اند.

نكته حائز اهميت در اين ميان اين است كه طبق تبصره 3 ماده 3 قانون احياي دادسرا صراحتاً حق هر گونه تحقيق و اقدام در خصوص اعمال منافي عفت از دادسراها سلب شده، بنابر اين اقدام خودسرانه دادسراي شهرستان پاوه از اين نظر فاقد وجاهت قانوني است.

پس از انجام تحقيقات توسط مرجع غيرصالح پرونده به دادگاه صالحه ارجاع شده است. شاهدان و افراد مرتبط با پرونده از حضور در دادگاه خودداري نموده و تنها سه تن از آنان با حضور در دادگاه اعترافاتشان را دروغ خوانده و صحبت هايشان را تكذيب مي نمايند. دادگاه اين مورد را نپذيرفته و حتي از ارجاع شكات به پزشك قانوني جهت اطمينان از صحت وقوع لواط خودداري مي نمايد. ماكوان مولودزاده نيز در دادگاه اعترافات خود را تكذيب نموده و بر انجام اعترافات تحت فشار تأكيد مي نمايد. قضات پرونده بدون توجه به تمامي اين موارد در تاريخ 17/3/86 مولودزاده را به اعدام محكوم مي نمايند. حكم صادره به لحاظ موضوع پرونده و منافي عفت بودن آن امكان استيناف در دادگاه را نداشته و در تاريخ دهم مرداد 86 توسط ديوان عالي كشور تأييد شده و راي وارد مرحله اجرا مي شود.

ماكوان مولودزاده به اتهام انجام جرمي كه در سنين نوجواني مرتكب شده و اثبات آن نيز به لحاظ قانوني با اشكالات متعدد مواجه بوده و تنها به استناد « علم قاضي پرونده» در زندان كرمانشاه بسر مي برد و و با ارسال حكم نيابت اجرا از دادستاني مركز هر آن امكان آن مي رود كه تحت عنوان شرارت در شهرستان پاوه و در ملأ عام اعدام شود.

در حالي كه طبق نص صريح بند 5 ماده 6 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي: «حكم مجازات مرگ نبايد براي جرم‌هايي كه افراد زير 18 سال مرتكب شده اند صادر شود». ماده 9 قانون مدني در مورد عهود بين‌المللي اذعان داشته كه« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول منعقد شده باشد در حكم قانون است» و اصل 77 قانون اساسي اجراي عهدنامه‌ها، مقاوله نامه‌ها و موافقت‌نامه‌هاي بين‌المللي را منوط به تصويب مجلس دانسته است. ميثاق ياد شده در سال 1354 به تصويب مجلس رسيده و تاكنون نيز قانوني مخالف با اين بند ميثاق وضع نشده، بنابر اين دادگاه‌ها مکلفند مفاد ميثاق را در احكام خود لحاظ كنند. مضاف به اين ‌كه در روابط بين‌الملل، اعتبار عهود بيش از قانون داخلي است و اختيار قانونگذار را در وضع قانون معارض محدود مي‌كند در صورتي‌كه قضات محاکم آن را ناديده مي گيرند.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگراني فوق العاده خود از اجراي قريب الوقوع حكم اعدام در مورد ماكوان مولودزاده از كليه فعالان سياسي، حقوق بشر و جامعه مدني مصرانه مي خواهد از طريق ارسال نمابر، ايميل و تماس تلفني با دفتر آيت الله شاهرودي، رئيس قوه قضائيه جهت توقف اجراي حكم وي تلاش نمايند.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر: تلاش براي توقف حكم اعدام ماكوان مولودزاده، جوان 21 ساله كرد

عفو بین الملل خواستار لغو حکم اعدام ماکوان مولودزاده شد

روزنامه اعتماد ملي: جوان 20 ساله در انتظار اعدام

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است

نكند اندوهي سر رسد از پس كوه

توضيح اضافه: يعني نفس روح القدس ار باز نمايد مددي در روزهاي آينده به وسعت ماتحت خاتمه خواهيم داد.

I hear that you’re building your little house

deep in the desert
You’re living for nothing now,

I hope you’re keeping some kind of record.

Yes, and Jane came by with a lock of your hair
She said that you gave it to her
That night that you planned to go clear
Did you ever go clear?

درس دارم و هزار فكر و خيال، خسته‌ام. حال و روز نوشتنم نيست.

پ.ن: اينجا به اين زودي ها بروز نخواهد شد. سبز و برقرار باشيد.

پ.ن.2: الان كه ويرايش مي‌كنم چپ‌چينه. روي وبلاگ مي‌ريزه بهم. وردپرس هم با ما سر سازش نداره. كامنت هم چند وقتيه خرابه. به جان لولومبا من نبستمش.

شب تنهايي پوچ

اکتبر 11, 2007

خيلي سخته كه همه زندگي يك نفر تو باشي و اون وقت تو هيچي نباشي

دلم عجيب گرفته ست

و هيچ چيز

نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي‌رهاند