وقتي به خودمان اجازه ميدهيم به تمام دنيا توهين كنيم
ژانویه 25, 2008

اين عكس را ديروز وقتي اخبار ايسنا را چك ميكردم بطور اتفاقي ديدم و گذاشتم بالاترين. عكس تعدادي از دانشجويان بسيجي را نشان ميدهد كه در اعتراض به بحران غزه جلوي دفتر سازمان ملل در تهران تجمع كردهاند و براي خالي نبودن عريضه پرچم سازمان ملل را هم آتش زدهاند.
1. اول از همه روشن كنم كه من هم موافق سياست اسرائيل در غزه نيستم. به سكوت سازمان ملل در قبال بحران غزه و فلسطين اعتراض دارم. به وتوي قطعنامههاي فلسطين در سازمان ملل توسط ايالات متحده و اعمال نفوذ اين كشور هم همين طور. اما اين دليل نميشود آتش زدن پرچم اين سازمان را تأييد كنم. يادمان باشد سازماني كه داريم پرچمش را آتش ميزنيم 192 كشور عضو دارد و ما نه تنها به ماهيت اين سازمان بلكه به كليه اعضاي آن توهين ميكنيم. يك ادبياتي در جمهوري اسلامي متداول شده كه به هيچ رو با ديپلماسي و احترام گذاشتن به حقوق بينالمللي سازگار نيست. از جمله محو كردن كشورها و تلاش براي اين امر. به عنوان سمبل اين كار هم پرچم كشورها را آتش ميزنند. با اين كار ضمن ابراز شدت تنفر از اين كشورها (كه به توجيح گفته ميشود شامل ساكنان آن نميشود) تصويري نيز از برههاي از زمان ارائه ميكنند كه قدرت چنين عملي را بدست خواهند آورد. بهانهاي هم بدست خبرگزاريهاي خارجي ميدهند كه تندروي اين تعداد از نزديكان حاكميت را به جساب كل جامعه ايراني و اسلامي بگذارند بر طبل مخاطرات بنيادگرايان بكوبند.
2. ايسنا نوشته: تجمع دانشجويي دانشگاههاي تهران. من دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران هستم. در اين تجمع به دلايل فوق و خيلي دلايل ديگر شركت نكردم و نخواهم كرد. يادم هم نميآيد كه به تعدادي برادر و خواهر بسيجي از طرف خودم نمايندگي داده باشم كه بروند جلوي دفتر سازمان ملل و اينچنين رفتاري از خودشان نشان بدهند.
جامعهاي كه مشروعيت حكومتش از طريق اقبال عمومي قابل تأمين نيست،نياز به اين داره تا نهادي شبه نظامي به اسم بسيج(و ارگانهايي شبيه به اين) ايجاد كنه تا به نام مردم و صد البته به كام حاكميت، دست به اقداماتي بزنه تا مقاصد جناح تندرو تامين بشه. اينچنين ميشه كه يك پادوي خرده پاي حاكميت ارزش و اختيار عملي بيش از يك استاد منسوب به اپوزيسيون پيدا مي كنه.
پ.ن: يعني تمام دانشجوهاي دانشگاههاي تهران ريش دارند و چادر؟