شروع به فکر کردن

آغاز تحلیل رفتن تدریجی‌ست

                              کامو

سیگار بلند را دوست دارم. چرایش را برایت گفته‌ام. بیشتر می‌ماند. بیشتر هست. نه همیشه، اما درست آن لحظاتی که معمولیش تمام می‌شود و تو هنوز ولع کشیدن داری، میان لبهایت باقی‌ست. و این دره‌های هراسناک بینابین لحظات را دودش خوب می‌پوشاند. بگذار یکی روشن کنم و برایت از آن سال‌های دور بگویم. همان روزها که خوشبختی گاهی آن قدر نزدیک و ملموس بود که فریبت می‌داد. از کودک چند ساله‌ای که هنوز این قدر چرا نداشت. داشت اما دنبال پاسخ نمی‌گشت. و روزهای جمعه، عصرهایش که آن خانواده‌ی کوچک دونفره از کوه‌های نزدیک شهر به خانه‌ی بزرگشان برمی‌گشت، خوشبختی از همیشه فریبنده‌تر بود. خودش هم نمی‌فهمید چرا. دنبال چرا هم نمی‌گشت. اما حس می‌کرد با همه چیزهایی که داشت و بودند و تمام‌ آن چیزها و آدم‌هایی که نداشت و نبودند. زندگی را نمی‌فهمید، مثل خیلی چیزهای دیگر و هنوز دنبال جواب‌ها نرفته بود. هنوز آینه کدر نبود و صداقت داشت. آن روزها خوشبختی را می‌شد با دزدکی رفتن روی پشت‌بام همسایه‌ها دید، شاید هم دید زد.

آن روزها دوست داشتن هنوز معنا داشت. غروب‌ها دل انگیخته می‌شد و نمی‌گرفت. به زندگی می‌شد دل بست. به کسی که زندگی‌اش بودی و زندگیش را برای تو گذاشته بود. و افسوس، هنوز اینکه تمام زندگی یک نفر باشی اینقدر بیرحمانه نشده بود. و آن کودک خردسال هنوز از زندگی آنقدر خسته نبود، که بداند برای دل کندن زندگی باید از آن خودت باشد.  و زود گذشت. همیشه روزهای خوب زود می گذرند. و غبار این سالیان انگار صداقت آینه را هم دزدیده است. انگار تمامش سراب کودکی‌هایی است که زندگی را نمی‌فهمیدی و بودن معنا داشت، به طول تمام سیگارهای بلند، به عمق خاکستر درون جاسیگاری. به اندازه بیست و دو سال و چند ماه و یکی دو نخ سیگار بلند نیافروخته.

باز امشب وسوسه شدم برایت از لذت شکنجه‌وار ماندن ترانه‌ها بسرایم. از وسوسه‌ی مدام نبودن.

می‌دانی؟ همیشه فکر می‌کردم می‌دانم. اما گاهی فکر می‌کنم که نه.. نه من و نه هیچ کس دیگر ندانست این خاک از چه رو چنین تیره و نمناک است. یادت هست؟ برایت از بهانه‌ام گفتم؟ یادم هست پرسیدی بهانه یعنی چه؟

و من برایت خاک را تر کردم: بهانه یعنی سیب. زمین، یعنی دوست. بهانه یعنی من. و تو از من پرسیدی.

یک نفر پرسید: چرا؟ دلیل این همه را می‌خواست بداند؟ و اینکه چرا غم؟ و برایش از دلیل گفتم. از تمام آدم‌ها و دلایل  بودنشان. سخت که نه، دردناکه که یه عمر پی دلایل بودنت بگردی و هیچ نصیبت نشه. حتی یک واژه برای زدودن اضطراب این لحظات به سراغت نیاد. برای بودنت هیچ نداری، و خوب که فکر کنی هیچ هم نیستی. هیچ هم دلیل دارد. و آن وقت ناچاری برای تمدید خودت هم که شده دنبال بهانه بگردی. مثل همان سیب سرخ، مثل لبخند تلخ آن کودک فالگیر و مثل تمام آن آیه‌های قشنگی که همه به یادم آورند. که ببین و آینه را باور کن. باورش کردم اما چه سود؟ تمام لحظه‌های تر می‌دانند که هیچ بهانه جای خالی دلیل را پر نکرد. بهانه  رود بود و رفتنی. مثل کوه ماندنی نبود و من بودم، گر چه به اندازه تمام زمستان‌ها دلم می‌خواست برایت ترانه‌ی رفتن بسرایم.

حق تحصیل از جمله حقوق اولیه بشر است که در ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تأکید شده است.
طبق این ماده «هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل ابتدایی بایستی رایگان و اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای بایستی در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی بایستی بر اساس استقحقاق، به یکسان در دسترس همه باشد.»


با این حال و از زمان آغاز به کار کابینه نهم در ایران، فعالان دانشجویی برای برخورداری از این حق با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.


در کنار تعلیق‌های بلند‌مدت دانشجویان توسط کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها، بحث دانشجویان ستاره‌دار در دومین سال حضور محمد مهدی زاهدی، وزیر دولت محمود احمدی‌نژاد در وزارت علوم و آموزش عالی مطرح شد.


درسال ۸۵ تعدادی از دانشجویانی که در دوران تحصیل خود در امور صنفی و سیاسی فعال بودند، در زمان ثبت‌نام برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد با موانعی برخورد کردند.


مشکل برخی از این دانشجویان با اخذ تعهد کتبی در دانشگاه و سازمان سنجش برطرف شد، اما گروه سوم موسوم به دانشجویان سه‌ستاره پس از مراجعه به سازمان سنجش با حکم ممنوعیت ادامه تحصیل روبرو شدند.
امسال و با آغاز اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد، نسل سوم دانشجویان ستاره‌دار پا به عرصه گذاشتند.


با این حال دانشجویان محروم از تحصیل طی این سال‌ها تلاش‌های بسیاری جهت احقاق حقوق از دست رفته خود نموده‌اند. از آن جمله می‌توان به نشست‌های خبری شورای ‌دفاع از حق تحصیل دانشجویان اشاره کرد که آخرین آن، جمعه‌ ۲۶ مهرماه ۱۳۸۷ در دفتر نشریه نامه برگزار شد.


در این نشست دکتر محمد ملکی، فعال ملی‌ مذهبی و نخستین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب، مهندس کیوان صمیمی، مدیر مسوول نشریه‌ توقیف شده‌ی نامه، مهندس کوروش زعیم، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و نیز میلاد اسدی، عضو کمیته دفاع از حق تحصیل دفتر تحکیم وحدت به ایراد سخنرانی پرداختند.


سید ضیاء نبوی، از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان پس از نشست می‌گوید: «در این نشست که با محوریت دفاع از حق تحصیل دانشجویان برگزار شد، دانشجویان محروم از تحصیل از هر گروهی حضور داشتند. اعم از دانشجویانی که به‌واسطه تعلیق آموزشی از تحصیل بازمانده‌اند تا دانشجویان ستاره‌دار، دانشگاه آزاد و دانشجویان بهائی.»


نبوی در مورد دانشجویان محروم از تحصیل می‌افزاید: «در دوران دانشجویی به دلیل فعالیت‌های سیاسی شش روز بازداشت بودم و دو ترم با رأی کمیته انظباطی از تحصیل محروم شدم. امسال پس از شرکت در آزمون و عدم ارائه کارنامه به سازمان سجش مراجعه کردم. به من گفته شد که بایستی به هسته گزینش استاد و دانشجو در طبقه چهارم سازمان مراجعه کنم. در آن‌جا دکتر نوربخش، مسوول هسته به من توضیح داد که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی اجازه ادامه تحصیل به من داده نشده است.»


ضیاء نبوی که خود امسال از گرفتن کارنامه آزمون ارشد محروم مانده، در مورد آمار این شورا از دانشجویان محروم از تحصیل می‌گوید: «طبق اطلاعاتی که تاکنون جمع‌آوری کردیم، در کنکور امسال دست‌کم به ۱۸ دانشجو کارنامه ارائه نشده، ۵ نفر با وجود کسب رتبه عالی در اعلام نتایج عالی مردود شده‌اند و ۶ نفر در دانشگاه آزاد اجازه ثبت‌نام نیافته‌اند. در چند روز اخیر مطلع شده‌ایم که ۳ نفر هم موفق به ثبت‌نام در آزمون تکمیل ظرفیت نشده‌اند.»


مهدیه گلرو، دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی از جمله سخنرانان این مراسم بود. خانم گلرو که خود با حکم چهار ترم تعلیق از تحصیل روبروست، اهداف شورای دفاع از حق تحصیل را این‌گونه تشریح می‌کند:


«در درجه اول ما برای احقاق حقوق کسانی که از ادامه تحصیل محروم شده‌اند تلاش می‌کنیم. در درجه دوم هدف ما این است تا به روند غیرقانونی وزارت علوم در محرومیت فعالان دانشجویی از تحصیل اعتراض و با آن مخالفت کنیم.


در واقع این روند را برای وزارت علوم و سازمان سنجش هزینه‌ساز کنیم. و دست آخر نیز دانشجویانی را که فعالیت سیاسی می‌کنند مورد حمایت قرار دهیم.»


خانم گلرو در مورد فعالیت‌های این شورا به نشست خبری در ابتدای فصل تابستان سال جاری، کنفرانس مطبوعاتی در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و دو تجمع در برابر سازمان سنجش و مجلس شورای اسلامی اشاره می‌کند.‌


پویا محمودیان، مدیر مسوول نشریه دانشجویی ریوار از جمله دانشجویانی که با وجود کسب رتبه ۶ آزمون رشته پلیمر موفق به قبولی در هیچ‌کدام از موارد انتخابی خود نشده است.


وی در اردیبهشت‌ماه سال گذشته در پی چاپ نشریات توهین‌آمیز منتسب به انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به همراه ۸ تن دیگر از مدیران مسوول نشریات و فعالان انجمن اسلامی دستگیر شد و مدتی را در زندان اوین سپری کرد.


شیوا نظر‌آهاری، فعال حقوق بشر و دانشجوی دانشگاه آزاد که از ثبت‌نام در آزمون تکمیل ظرفیت دانشگاه‌های سراسری بازمانده، در این خصوص می‌گوید:


«در زمان ثبت‌نام اینترنتی با پیغام نادرست بودن مشخصات مواجه می‌شدم. با مراجعه به سازمان سنجش به هسته گزینش استاد و دانشجو ارجاع داده شدم.


در آن‌جا منشی آقای دکتر نوربخش اسمم را پرسید. لیست اسامی را چک کرد و گفت مشکل گزینشی دارید و از طرف وزارت اطلاعات حق ادامه تحصیل ندارید. مشکلتان را با وزارت حل کنید. وی هم‌چنین به من تذکر داد که در سال‌های آینده هم حق شرکت در آزمون و ادامه تحصیل را ندارم و وضع به همین منوال است.»


از خانم نظر آهاری، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در مورد فعالیت‌هایش در زمان دانشجویی می‌پرسم. وی با ذکر این نکته که به دلیل جو‌ محدود دانشگاه آزاد امکان انجام هیچ نوع فعالیتی در درون دانشگاه نیست می‌افزاید:


«فعالیت‌های من در خارج از دانشگاه نیز در زمینه حقوق بشر و در چارچوب کمیته گزارشگران بود. اما حتی تحصیل نیز زمانی که بازداشت یا به وزارت اطلاعات احضار می‌شدم همیشه تهدیدم می‌شدم که از تحصیلم جلوگیری می‌شود.


اما اگر جرمی و پرونده‌ای بوده در دادگاه به آن رسیدگی و حکمش صادر شده و عمل وزارت اطلاعات هیچ گونه توجیه قانونی ندارد.»


وی خاطرنشان می‌کند: «حق تحصیل از جمله حقوق اساسی شهروندان است و آن را نمی‌توان خودسرانه سلب نمود. در قانون اساسی ایران هم تصریح شده که شرایط تحصیل بایستی برای همگان فراهم باشد.»


صادق شجاعی، عضو کمیته اجرایی شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان در مورد نشست در جلسه شورای عمومی که بعد‌از‌ظهر برگزار شد، گفت:


«در این جلسه وظیفه تدوین اساسنامه شورا نیز علاوه بر امور اجرایی شورا، به این کمیته محول شد. شجاعی، دانشجوی رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام تشکیل انجمن اسلامی و نیز مصاحبه با رسانه‌های بیگانه علیه مسوولان دانشگاه از سوی کمیته انظباطی به سه ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.


مهناز پراکند، حقوقدان و وکیل دادگستری، از دیگر سخنرانان این نشست بود. خانم پراکند که وکالت هفت نفر از دانشجویان بهائی محروم از تحصیل را به عهده دارد، در مورد وضعیت موکلان خود می‌گوید:


«برای این عده دادخواست تنظیم کرده و به دیوان عدالت اداری ارایه کردیم. برخی از این افراد به دلیل داشتن دیانت بهائی از دانشگاه اخراج شده بودند. از ثبت‌نام عده‌ی دیگر با وجود قبولی موفق به ثبت‌نام جلوگیری شده بود و گروه آخر موفق به دریافت کارنامه آزمون نشده بودند.


در اکثر آرایی که دریافت کردیم، به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره شده بود و دلیل دیگری ذکر نشده بود.»


مصوبه‌ی مورد اشاره دیوان عدالت اداری در تاريخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوريه ۱۹۹۱) توسط حجّت‌اﻻسلام سیّد محمّد گلپایگانی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی امضا و به تأیید آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، رسیده است.


در بند سوم این مصوبه که خطاب به دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی صادر شده قید شده که بايستی از ثبت نام بهائيان در دانشگاه‌ها جلوگيری به عمل آيد و چنان‌چه بهائی بودن فردی حین تحصیل احراز گردید، بایستی فوراً از ادامه تحصیل وی ممانعت به عمل آید.


بنابر آمار دفتر جامعه بين‌المللی بهائيان در سازمان ملل متحد، در سال تحصيلی ۸۷-۸۶ در ايران، ۳۶۹ بهائی در ايران برای ورود به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی پذيرفته شدند که از ثبت نام ۱۹۱ تن از آنان جلوگيری به عمل آمد و دست کم هفتاد نفر از آنان پس از آن‌که هويت مذهبی شان مشخص شده، تا پيش از پايان نيم‌سال نخست، از تحصيل محروم شدند.


kouhyar@radiozamaneh.com

 

عکس فوق متعلق به یک دستگاه رکوردر EDIROL R-09 می‌باشد که از تاریخ دیشب بعد از قلیون آلبالو در حد فاصل قهوه‌خونه تا آب اناری مفقود شده و تاکنون مراجعت ننموده است. لازم به توضیح است رکودر فوق فقط به درد ضبط صدا برای پخش رادیویی و همچنین لای جرز خورده  و وضوع ضبط آن در حالت WAVE حدود 24 bit می‌‌باشد. جهت درک بهتر اگر شما توی هایدپارک باشید و یکی از کفترهای ترافالگار روی عقربه کوچیکه‌ی بیگ‌بن دسته‌گل به آب دهد شما قادر خواهید بود با این دستگاه صدای ریغ مزبور را با فرکانس مناسب و البته Vol پایین ضبط کرده بعدا در رایانه ولوم را ببرید بالا و از گوش دادن به ریغ قضیه کیفور شوید. سایر مشخصات ادیرول بابا را اینجا ببینید. http://www.edirol.net/products/en/R-09/

از یابنده یا زبانم لال سارق محترم خواهشمندیم در صورتی که احیاناً گذارش به اینجا افتاد جهت عودت کوله‌ی پاره‌ی بنده که این اون تو بوده و یادداشت‌ها، اشعار، و سایر کتب مربوطه که اون‌ها هم اون تو تشریف داشتن (و شاید داشته باشن) آره، جهت عودت اینا و اخذ مژدگانی مکفی کامنت بگذاره.

پرسش روز: با گم شدن رکوردر بنده:

الف) قلوب مسلمین در سراسر جهان دردمند و به هم فشرده شد

ب) حقوق بشر به … رفت

ج) حقوق صاحبش به .. رفت

د) … به … صاحبش رفت

پ.ن: زندگیه دیگه. این چند وقت پستای دپ که می‌نوشتم دوستان لطف کرده گوشزد می‌نمودند که در زندگی‌ جاهای قشنگ و ردیف و کلی دلایل واسه بودن هست. از آن رو که زندگی خیلی قشنگه و به منظور بلند نمودن حقوق بشر و دیدن سایر جاهای ردیف زندگی شما یک میلیون تومان دستی خدمتتون هست؟ اگر هست کامنت بگذارید. :)

گفت کوه باید شد و ماند

بودم و موندم

گفت رود باید شد و رفت

گفتم خوش به حال رود

که نه رنج موندن داره

نه حسرت رفتن

گفت فلانی

زندگی شاید همین باشد

گفتم زندگی این نیست ای زیبا پسند

زنده اندیشان هم به پوچی می‌رسند

گفت بیا بریم یه جا

زندگی رو فراموش کنیم

گفتم بیام تو نفسهات گم شم؟

بیام و مثل همیشه مضحکه مردم شم؟

بیام تا شب تنهایی سحر شه؟

که غم بره از اینجا در بدر شه؟

گفت مثل رود باش و برو

گفتم رود می‌ره مرداب بشه و بپوسه

کوه می‌مونه و یه عمر تو حسرت رفتن می‌سوزه

پ.ن: خوشم نیومد. از فردا شب مثل سابق می نویسم.