1295179954_9e5b0fbed9

ما را باش چه آزمندانه به بودن دچاریم. ما را باش چگونه بار چراهایمان را بر دوش می‌کشیم. و این چراها همیشه هست و تنها هست. تنها چراست که بی‌جواب مانده.

و تو مقصود را در توصیف سالیان می‌جویی. در پاسخ درنگی که بی‌وقفه تا بی‌نهایت کشیده‌ای. که این سان به جستجوی جواب‌ها آمده‌ای.

و این حال و روز آن قدر گنگ است که حتی نمی‌شود حسش کرد، چه اینکه توصیفش کنی.

و تو می‌مانی و چراهای نداشته. می‌مانی و استیصال همیشگی، که به گنگ بودن خویش وفاداری و لیک دیگری را طاقتی نیست.

برای به خاطر سپردن راه‌ها همین هیچ‌ها کفایتت می‌کند. برای دیدن آن‌چه بر ما گذشت به جماعت شهود نیازی نیست. کدورت طریق را تمام آیه‌ها به شهادت نشسته‌اند. تمام آیه‌های انکار مدام.

در مرارت این تضاد هر چه بگویی طریق خطاست.

ماشینیزم

آوریل 20, 2009

باعث تٱسفه که رقیب عشقی آدم با باطری کار کنه.

فاصله

آوریل 14, 2009

گاهی نزدیک شدن به آدم‌ها چندان سخت نیست

کافی‌ست ازشان فرار نکنی

یا باعث فرارشان نشوی

پ.ن:

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

فاصله‌ی دو حرفی

آوریل 9, 2009

از حیرانی میان عشق تا هوس
فاصله دو حرف بیش نیست

اینجا می‌خواهی و آنجا هم
اینجا ازین رو که دوستش داری و آنجا

ازین رو دوستش داری

loneliness_of_soul_by_sh4dyj0lk4

احساس می‌کنیم
همانگونه که سقوط را
سنگ می‌شویم و دلتنگ می‌شویم و
مکث…

سکوت می‌کنیم و وجود می‌شویم و هراس

فرجام ناگزیر سفر به وجود توست

و حماقت
کلام حقیریست

وقتی که تمام واژه‌ها را می‌شود قربانی کرد
مثال آن فاحشه‌ی ونیزی
همان که ندیمه‌های ویکتوریا
فراخیش را می‌ستودند

و تو اگر بخواهی هویج
این کابوس راهبگان
پیامبر می‌شود و
تمام مردگان را به ظهور انگشتانت
بشارت خواهد داد

و حتی اگر نخواهی
می‌شود چهره به گشادگی‌ات گشود

و آن روز
حسرت قدیسان
شهود هجوم رنگ به رخسار تو می‌شود

و تمام کاردینال‌ها
تعمید را
درون تو می‌جویند

و باز هم
حضور از آن توست
و چنان در امتداد لحظات ریشه دوانده‌ای
که می‌شود به پاسخ نبودنت
غیاب را هم ستود