http://fa.wikipedia.org/wiki/کوهیار_گودرزی

http://en.wikipedia.org/wiki/Kouhyar_Goudarzi

Kouhyar.g@gmail.com

38 پاسخ به “درباره من”

  1. delkesh گفت

    ur very very ugly

  2. پريسا گفت

    یه کم عکس جدی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آدم می ترسه نظر بذاره!!
    اشکان خیلی دل داره…
    پیروز باشی رفیق!

  3. mana گفت

    axet kheily bahale pesar amoo

  4. kaveh گفت

    bebinam to motadi? bang mizani?

  5. laleh گفت

    alan un noore balae saret hamoon mahe dige na?

  6. فرزاد گفت

    پرم از سایه برگی در آب
    چه درونم تنهاست
    وصف قشنگیه
    عکس ات قشنگه حداقل از اون یکی خیلی بهتره حاج سعید را می گم!!
    پاینده باشی

  7. سلام
    نوشته هات رو دوست دارم.
    با اجازه به blogroll صفحه ای که تازه راه انداختم اضافت کردم.

  8. دارم فکر میکنم چه موسیقیی روی این تصویر خوبه.

  9. خدا به دور !!!
    تازه فهمیدم این شکلی هستی یادم باشه کمتر بیام دور و برت !!!

  10. mina hasani گفت

    کوهیار عزیز سلام.
    1. بگذار اول کمی خالی بندی کنم: خیلی خوشحالم که دوباره می نویسی.
    2. سرت انقدر بوی قورمه سبزی می دهد که من تفسیرهایت را برای خودم هم سانسور می کنم.
    3. این من نیستم. یکی از آن دوربینهایی است که در دانشگاه نصب شده است. لذا لطفا دست در دماغ خود نکنید که حتما به مقامات راپورت داده خواهد شد. از ما گفتن بود. تو خواه پند گیر خواه ملال…
    4. راستی تو چی می خونی؟

  11. mina گفت

    jigareto ba in axe jigari!:)
    tu bazdashtgah endakhtish?adres bede ma ham berim

  12. مختار گفت

    وای از این اپیدمی افسردگی! انگار که سپر بهتری برا پوشاندن ضعف پیدا نمیشه

    جدی نگیر رفیق!

  13. aMiN گفت

    سلام بلاگ خوبی داری
    اگه دوست داشته باشی تبادل لینک کنیم

  14. داش جواد گفت

    چطوری دایی …

    چته ماتت برده اگه اونجا بودم سر حالت میاوردم کار که نداره مایش یه پس کله ای … خوشبختانه درد بی دردی که لاعلاجه دایی تو که مشکلی نداری …

    ناراحت نشیا این روش درمانی از خودم که نی اختراعه داش علی یه میشناسی که؟ خوی جواب میده!

    خوش باشی دایی … صد البته که تا داش جوادا داری غمی نداری!

    میبینمت

  15. n گفت

    mifahmmet.dardemoshtarek

  16. Saman گفت

    I saw your comment about that son of bit… reporter. I couldn’t hold myself to not give you a compliment

    Thanks

  17. siavash گفت

    doost dashtam barat benevisam ama chize ziyadi be zehnam naresid.vali ino jedi migam ke webe jalebi zadi.bazam behet sar mizanam.

  18. با سلام

    مدیریت سایت تخصصی دانلود موبایل هستم لینک وب پر بار شما رو در قسمت دوستان سایت قرار دادم لطفا شما هم برای حمایت از ما لینک ما را قرار دهید با تشکر

    حمید

  19. شبنم گفت

    uععکست رو که دیدم یاد حرف مهران مدیری افتادم .ملتمسانه از از عالم و آدم می خوای که «تو رو ببینند» امیدوارم یه روز بتونی روی پای خودت بایستی و نیازی به این جور توجهات نداشته باشی !البته تقصیر از تو نیست .متاسفانه از جامعه ای که توش داریم مثل کرم می لولیم و می بالیم انتظار بالیدن کرمهایی بهتر از تو نمی ره .

  20. فرزانه گفت

    sسلام دوست عزيز
    من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم. من يه سوال در رابطه با ترميم داشتم. شنيدم كه خيلي ها اين كار را مي كنند ميشه توضيح بدين.

  21. پونا گفت

    سلام کوهیار
    احتمالا منو میشناسی
    عکست جالبه
    البته می دونم الان بازداشتی
    امیدوارم زودتر آزاد شی

    be yade doran shirine bachegimoon

  22. پونا گفت

    روح بزرگ نیازمند تحمل سختی هاو بردباری و مسئولیت های

    بزرگ است.شاید به خاطر همین است که بیشتر مردم به روح

    کوچک اکتفا می کنند.

    موفق…..

  23. پونا گفت

    تاجهان باقی است نوع بشر احمق خواهد بودو فریب دروغ و
    وعده های بی بنیان را خواهد خورد منتها در هر دوره به
    مقتضای زمان یک نوع دروغ به او خواهند گفت.
    ایمان به دروغ و وعده های موهوم وبشارت هایی که هرگز جامه ی عمل نخواهند پوشید طوری با سرشت بشر آمیخته شده
    که انسان افسانه را بر وقایع حقیقی ترجیح می دهدو همین
    که یک نقال زبان می گشاید و نقل می گوید مردم اطرافش را می گیرند و با اینکه به چشم خود می بینند که وی کنار کوچه روی خاک نشسته مهذا وقتی صحبت از کشف گنج می کند و بشارت می دهد که زر و سیم عاید مستمعین خواهد
    شد همه باور می نماید.
    به امید پایان یافتن همه ی دروغ ها و آزادی هر چه سریعتر تو نازنین
    منتظرتیم…..

  24. majid malouhi گفت

    سلام کوهیار عزیز من شما رو لینک کردم ممنون میشم شما هم منو لینک کنین

  25. امید گفت

    زنده باد بر تو

  26. خاطره گفت

    هميشه برايت دعا مي كنم همشهري براي همه شما آزادگان دربند

  27. 0000 گفت

    خيلي درده كسي كه دانشگاه شريف درس ميخونه حالا پشت ميله هاي زندانه آخه به كدوم جرم فقط آزادي خواهي؟

  28. شیخ شهر گفت

    به امید آزادی ات

  29. آشنا گفت

    تولدت مبارک عزیزم……..(البته با تاخیر)
    به امید آزادی ات…..

  30. فاطمه گفت

    سلام
    کوهیار عزیز امیدوارم که زودتر آزاد شوی*
    به امید آن روز…
    همین!

  31. NarCiS گفت

    دوستش می‌دارم
    چرا که می‌شناسمش
    به دوستی و یگانگی!

    ــ شهر
    همه بیگانگی و عداوت است ــ

    هنگامی که دستان مهربانش را
    به دست می‌گیرم؛
    تنهایی غم‌انگیزش را درمی‌یابم

    اندوهش
    غروبی دلگیر است
    در غُربت و تنهایی

    همچنان که شادیش
    طلوعِ همه آفتاب‌هاست… . . . .

  32. ناشناس گفت

    تو اینجایی ونفرین شب بی اثراست…..دیدی نیامدی؟؟؟؟؟؟

  33. زهرا گفت

    سلام…
    امیدوارم همچنان باقی باشیدو برقرار که پایدار ماندن در اینجا با آن همه بلا که میدانیم و میدانم برسرتان آمده بسیار سخت است…
    موفق باشی رفیق…

  34. ناشناس گفت

    کوهیار تونی؟

  35. ....... گفت

    کوهیار جان عزیزم! ۱۵ اردیبهشت زاد روزت مبارک باد
    نمی دانم چرا از همان لحظه ای که وجودت در وجودم بیدار شد چه حسی به من می گفت که تو پسری و اسم تو کوهیار باید باشد. من و تو آخرین ماه تابستان و پائیز و زمستان را با هم گذراندیم و به فصل بهار رسیدیم. فصل شکفتن گلهای اقاقیا و رویش سبزه ها.
    من ۱۵ اردیبهشت از اصفهان به کرمان پرواز داشتم و قرار بود به نزد خانواده ام بروم … . . . . تو تصميم گرفتي در اصفهان بماني و رطوبت زنده رود که در تمام آن ماهها به تو خورده بود باز هم به مشامت برسد و ساعت ۱۲ یکشنبه شب در حالي که من خواب بودم بيدارم کردي و يادت هست آن شب من و تو در فولادشهر تنها بوديم و آن پسري که تمام شب خودش و مرا بيدار نگه داشت و دست آخر هم در اتاق عمل و در بيمارستان احمديه بدنيا آمد حالا مردي شده به سرسختي صخره ها و مثل کوه و با همان صلابت، با همان غرور، با همان استقامت و با همان سربلندي.
    مردي که دانشگاه صنعتي شريف و رشته هوا-فضا را يکسره فداي اهداف حقوق بشري خودش و مردمانش کرده … . . . . و به دنبال خواست هاي مدني که حداقل حقوق شهروندي هر انساني است در راه بدست آوردن حقوق کودکان کار، اقليت هاي مذهبي، قومي، حقوق زنان، حقوق کارگران و کمپين عليه اعدام يکسره وقت و پولش را صرف کرده … . . . . و ساعت ها و شب هاي بسياري پشت در زندان اوين در زمستان و شب تا صبح ايستاده تا شايد بتواند خانواده اي را راضي به گرفتن ديه کند و با التماس خواسته جان نوجواني را نجات دهد و ساعت هاي بيشتري را در نظرآباد و شهريار و هرکجا که فرزندي از فرزندان اين ديار بر اثر اشتباهي در نوجواني و بر اثر دعوايي چاقو به دست گرفته و نوجوان ديگري را سهوا از حيات محروم کرده مي رفتي و پيش خانواده ديگري التماس مي کردي که اين نوجوانان را ببخشد و امشب که اين کلمات را مي نوشتم و اتفاقا ساعت دوازده و نيم شب چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت است بخاطرم آمد که آن نگهبان زندان در تنها ملاقات حضوري ما به من گفت: «نکند فکر مي کني پسرت افتخار ملي است؟» متوجه شدم اتفاقا به خاطر پايمردي هايت و سخنهايي که از هم سلولي هايت درباره تو شنيده ام بايد به تو افتخار کنم … . . . . نه به عنوان افتخار ملي که برتر و بالاتر از تو بسيارند و فکر مي کنم تو آزاديخواه ملي هستي و لاجرم چه کسي بخواهد و چه نخواهد بنابر جبر تاريخ شماها همه افتخار ملي خواهيد شد… . . . . امشب به خاطر تو دسته گلي از ياس سپيد چيده و در گلداني که مي داني هميشه در خانه ما پر گل است – ولي از ۲۹ آذر تا امشب خالي بوده – به خاطر تولدت گذاشته ام و مي دانم که عطر و بوي آن از ديوارهاي بلند اوين و آن درختان بلند زيبا عبور خواهد کرد و به مشام تو و همه آزاد زنان و آزاد مرداني خواهد رسيد که خواسته اند حرفشان را بزنند.
    به اين حرف برشت اعتقاد دارم: «من حاضرم جانم را بدهم تا تو بتواني حرفت را بزني.»
    در پايان اينکه بدان شما همه آزاديد
    ما در زندانيم
    پيروز و سربلند باش پسرم
    تولد ۲۴ سالگیت مبارک
    کرمان ۸۹/۲/۱۵
    پروین مخترع (مادرت)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.