خدای را…

جولای 31, 2009

gardآنک یگان ویژه بر گذرگاه ها

 با باتوم و چماق خون آلود هق هق را بر چشمها جراحی میکنند

و کباب قناری بر گاز اشک آور

 روزگاری نازنینی است… غریبه!

شنیده‌ها حاکی از آن است که مهندس موسوی در حصر بسر می‌برد. از سوی دیگر شنیده‌های دیگری حاکی از این است که کروبی برای شکستن حصر در فکر برپایی تجمع در برابر منزل موسوی است.

متاسفانه این کار به دلایل استراتژیک چندان عملی نیست. چرا که از بخت بد مهندس با مقام عظمای ولایت همسایه است و راه اندازی تجمع هم تا شعاع مناسبی از بیت موجب ناراحتی نیروهای نوپو (نیروهای ویژه پیرو ولایت) خواهد شد و ممکن است خدای ناکرده این دوستان تحت تٱثیر این تالمات روحی معده‌شان نفخ کند و زبانم لال ستون نظام تحت تاثیر باد ایشان خفه شود.

نظر به مشکل فوق راهکار دوم اینست که مهندس موسوی در اسرع وقت از منزلشان اثاث کشی کرده به یک محل مناسب بروند تا موانع موجود برای تجمع جلوی منزل ایشان برطرف شود.

تبصره: در صورت  تحقق  و یا عدم تحقق جابجایی منزل مهندس طرح انتقال بیت و پیوستن آن به تاریخ به عنوان راهکار اول در دست وقوع است که جزئیات آن نیاز به اعلام ندارد.

رفته بودیم تا در وظیفه ملی و میهنی خودمان در ساقط نمودن رژیم سکتاریست، ریویزیونیست و سکتاریست مشارکت را بکنیم.

رفتیم تجریش و آمدیم پایین. تا چشم کار می کرد آدم نبود ولی رنگ سبز بود. متاسفانه به دلایلی از جمله نداشتن پاس امکان پیوستن به خیل عزیزان مقدور نبود.

تبصره 1: زنجیره انسانی نبود، چون از انسان تشکیل نشده بود. تعدادی برادر در زنجیره حضور داشتند.

پ.ن.1: زنجیره آن طور هم که گفته میشه سبز نبود، بعضی جاها زرد مایل به خاکی بود. که مربوط به بخش نیروی زمینی قضیه است. بعضی از دوستان به توصیه پسرخاله ی اژه ای سیاه پوشیده بودند. (که ما هر چی می گفتیم اینها نپو و نتاپو می باشند کسی نمی پذیرفت) در بعضی جاها هم متاسفانه شلوارها زیتونی بود و پیراهن ها سفید با چرک زرد. در میدان ونک حدفاصل خدامی یا مقداری بعدش ساندیس (به احتمال زیاد آلبالو) توزیع شده و کلی آدم با شلوار و جلیقه جنگلی و ایضاً تسلیحات فائقه به سلامتی کودتا در حال نوشیدن بودند.

پ.ن.2: زنجیره کاملاً منظم بود و در سکوت کامل داشت اعتراض می کرد. یک جاهای دم لونه ها تعدادشان زیاد بود که ما متاسفانه نفت همراه نداشتیم.

تبصره 2: برنامه مورد نظر از سوی همان قضیه پاسپورتداران ترتیب داده شده بود و به هیچ عنوان به کاندیدایی که پسرخاله محسنی اژه ای است و دیشب تو شبکه دو به او می گفت میرحسین ارتباطی نداشت.

پ.ن.3: به دلایل نامعلومی نیروی انتظامی امروز با خودش هیچ برخوردی نکرد. در حالی که تجمع کنندگان بر خلاف اصل 27 مسلح بودند و کلی وینچستر و باتوم و سایر اقلام به همراه داشتند.

خبرهای تکمیلی: نداریم، موبایل ها همه آنتن یخ.

توضیح ضروری: رفتیم پایین و برگشتیم بالا. حدود 9 برگشتیم بالا. حوالی تخت طاووس از ولیعصر آمدیم بیرون. تجمع نیروی انتظامی کماکان ادامه داشت.

شایعات: می گویند زنجیره تشکیل شده، طولش هم 37 کیلومتر (یا کیلوگرم الله اعلم) است. ما که بعید می دانیم. مگر همان زنجیره باشد که ما گفتیم.

خبر غیرمرتبط: دقایقی پیش شورای نگهبان صحت انتخابات را تایید کرد. ای داد بیداد. مجراهایی قانونی مون تموم شد. دیگه نداریم.

یک سناتور آمریکایی ضمن توصيه به مقامات آمريكايي براي ادامه سياست‌هاي دوسويه در قبال ايران، از دولت اين كشور خواست راهكارهاي گشايش باب ديپلماتيك ميان تهران و واشنگتن را بيابد.  در این خبر که ما هر کاری کردیم نتوانستیم لینکش رو از فارس نیوز تو وردپرس بگذاریم سناتور مزبور و تعدادی آدم دیگر که فارس نیوز آن ها را برجسته خوانده حاضران خواستار گشودن باب نامبرده شدند.

1. باراک اوباما از اعزام هیأتی جهت بستن دخیل به بی بی سکینه به منظور وا شدن بخت ببخشید باب دیپلماتیک با ایران خبر داد. وی که بر روی کاپوت لیموزین مخصوص خودش مشغول سخنرانی بود با بالا بردن دست وزیر خارجه اش گفت: انا مدینه دیپلوماسی و هیلاری بابها.

2. سخنگوی هیأت ایرانی از ایجاد توافق برای شیرینی خوران بین طرفین قضیه خبر داد. آقای خراطی که نخواست نامش فاش شود با اعلام این خبر گفت: لازم دانستیم که بعد از این همه مدت بستر مناسب را برای ایجاد روابط نزدیک بین نمایندگان دو طرف فراهم کنیم. در همین راستا همراهان ما و همراهان آن ها رفتیم حیاط را ببینیم.

3. کمیته روابط داخلی با ایران در سنا گزارش محرمانه تحلیلی خود را منتشر کرد. سناتور کاظم جلالی، معاون این کمیته گفت: ما از مدت ها پیش دنبال رابطه با ایران بودیم. مشکل این بود که ما یک زمانی می خواستیم و آن ها نمی خواستند. ما می خواستیم و آن ها روشان نمی شد. حالا ما می خواهیم و اونا بیشتر. بهر حال ما ضمن تحقیق از همسایه های ایران متوجه شدیم که ایران جون روابط نزدیکی با شخصی به نام کاراکاس دارد و گویا کیس مزبور طی سالیان اخیر دو سه باری هم به سوریه و لیبی و شخصی یه نام حسن شوهر داده شده. بهرحال از نظر ما ایجاد رابطه بلامانع بوده و علف به دهن بزی مربوطه پیتزای سبزیجات است.

4. حسن خراطی از بروز معضلی به نام پیشرفت در پروسه ایجاد رابطه خبر داد. به گفته حسن هیأت اونا چشم هیأت مارو گرفته و متقابلاً هیأت ما بدجوری تو حلق هیأت اونا گیر کرده. آقای حسن تاکید کرد: به این میگن سیاست دوسویه. مشکل اساسی اینجاست که خانواده های طرفین هنوز کاملا و یا ظاهراً با ردیف شدن قضیه موافق نیستند.

5. گفته می شود چارلز براون نماینده اونا به حسن گفته: خونواده دار که هستی، آفتاب و مهتاب ندیدی، بس که تو تحریم هستی. این گزارش می افزاید: حسن ما با لپای گل گلی دویده تو پستوی انزوای سیاسی و آسمان رابطه را ابرهای تیره پوشانده است.

6. چارلز اونا طی مصاحبه از عدم وجود دم در زمان کره گی خرهای خودشان خبر داد. این مسئله حاد منجر به بروز روان نژندی به نام اضطراب بی دمی می شود. آقای براون در خصوص علل این پدیده افزود: ما می خواستیم و آنها ما را. ما برای گشودن باب دیپلماتیک تلاش بسیاری کردیم، پیش شرط برداشتیم، زیرلفظی دادیم خلاصه لای در مذاکره را یک ذره باز کردیم و این قدر رقصیدیم تا دچار اضطراب بی دمی شدیم.

مشخص نیست مذهب آدم ها را احمق می کند یا این آدم های احمق هستند که به مذهب گرایش پیدا می کنند.
پیردختر، بالزاک، محمد جعفر پوینده

یا این مذهب است که دنبال آدمهای احمق می گردد؟
پ.ن: اگر اونوره جان الان در قید حیات بود متوجه می شد که اتفاقا اینجا آدمهایی یافت میشوند که دقیقاً از روی هوشیاری به مذهبی بودن گرایش دارند.