شماره 1034-2009

10 آذر 1388

کليد واژه ها : زندانيان سياسي , جامعه

English

گر بدين سان زيست بايد پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نياويزم،

بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست.

گر بدين سان زيست بايد پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود، چون کوه،

يادگاری جاودانه، بر تراز بی بقای خاک

در روزهای اخیر و با نزدیک شدن به شانزدهم آذر ماه، سالروز گرامی‌داشت جنبش دانشجویی دور جدیدی از دستگیری و برخورد با فعالان مدنی و دانشجویی آغاز شده است. دوشنبه‌، 9 آذر ماه 88 سعید کلانکی و سعید جلالی‌فر دو تن از اعضای فعال کمیته گزارشگران حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند. مأموران دستگاه امنیتی صبح دیروز با حضور در محل کار سعید کلانکی، مدافع پیشرو حقوق بشر وی را بازداشت کردند. بنابر گزارش‌ها ماموران سپس با مراجعه به منزل وی اقدام به تفتیش و ضبط وسایل شخصی وی نموده‌‌اند. سعید جلالی‌فر دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز صبح دیروز پس از خروج از منزل دستگیر شد. دستگاه امنیتی با یک روز تأخیر بازداشت وی را به خانواده‌اش اطلاع و اعلام نموده چگونگی پیگیری وضعیت فرزندشان تا دو هفته‌ی دیگر مشخص خواهد شد.

سعید کلانکی از همکاران قدیمی کمیته گزارشگران حقوق بشر و مدافع سرسخت حقوق زندانیان سیاسی در طول سالیان گذشته بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و نسبت به عدم پیگیری فعالیت‌های خود مورد تهدید واقع شده بود. سعید جلالی‌فر دیگر عضو فعال کمیته و از اعضای “جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان”ٰ در عرصه‌ی حقوق کودکان فعالیت مستمر و تاثیرگذاری داشته است. این دانشجوی اسبق رشته‌ی فیزیک در دانشگاه زنجان در پی اعتراض به هتک حرمت یکی از دانشجویان دختر توسط حسن مددی، معاون دانشجویی این دانشگاه به نهادهای امنیتی احضار و به دلیل پیگیری این مطالبه‌ی صنفی از دانشگاه اخراج شد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر از زمان تأسیس طبق مرامنامه‌ی خود سعی در اطلاع رسانی در خصوص موارد نقض حقوق بشر در ایران و جلوگیری از این امر از طریق ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه و اقدام نهادهای بین‌المللی داشته است. این کمیته بنابر رسالت خود در سال‌های گذشته ویژه‌نامه‌ها، گزارش‌ها، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های پرشماری در زمینه برخورد با فعالان و کنشگران مدنی، نقض حقوق متهمان در بازداشتگاه‌ها، وضعیت نابسامان اقلیت های دینی، قومی و دگرباشان جنسی همین طور میراث فرهنگی، محیط زیست و حق حیات شهروندان ایرانی منتشر نموده است. این کمیته در ایام پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در بازتاب موارد متعدد برخورد با اعتراضات مسالمت‌آمیز شهروندان و انتشار گزارش‌هایی در خصوص وضعیت بازدداشت‌شدگان و جان‌باختگان این اعتراضات نقش چشمگیری داشته است. از این رو برخورد و فشار نهادهای امنیتی بر اعضای این کمیته در ماه‌های اخیر روند روز‌افزونی را طی نموده است. شیوا نظر آهاری، عضو شناخته‌شده‌ی کمیته 24 خرداد ماه، در محل کار خود توسط مأموران امنیتی بازداشت و بیش از صد روز در زندان اوین در بازداشت بود. وی یکم مهر ماه در حالی با وثیقه‌ی 200 میلیون تومانی از زندان آزاد شد که پرونده‌ی وی با اتهاماتی سنگین و بی‌اساس کماکان در دادگاه انقلاب مفتوح است. سه تن دیگر از اعضای کمیته در این مدت بازداشت، احضار و به احکام غیرمنصفانه محکوم شده‌اند.

علی کلائی، عضو کمیته گزارشگران در اردیبهشت ماه امسال پیش از برگزاری جلسه‌ دادگاه بازداشت و تا زمان آزادی در 10 تیر ماه در زندان اوین بسر برد. پریسا کاکایی، دیگر عضو کمیته و از اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز نیز در ماه‌های اخیر چندین بار به اداره‌ی پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد. وی چند روز پیش از سالگرد 13 آبان همراه با تنی چند از فعالان حقوق زن به شعبه‌ی سه دادگاه انقلاب احضار و متعاقب آن در دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت. سعید حبیبی، دیگر عضو کمیته در هفته‌های اخیر و بنابر پرونده‌ی خود در رابطه با بازداشت دانشجویان طیف چپ در آذر و دی ماه 86 از سوی قاضی مقیسه‌ای، ریاست شعبه‌ی 28 دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نیز در ماه‌های اخیر بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و مورد تهدید قرار گرفته است. از آن جمله تنها یک روز پس از بازداشت دو عضو کمیته، امروز دهم آذر ماه وی نیز از سوی مأموران یاد شده به واحد پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد. وی می‌بایست ساعت 10 صبح روز پنج شنبه، خود را به دفتر پیگیری اطلاعات در چهاراه ولی‌عصر معرفی کند. کوهیار گودرزی دبیر سابق کمیته گزارشگران حقوق بشر سه‌شنبه، 12 آبان 88 با فشار نهادهای امنیتی از دانشگاه صنعتی شریف اخراج و به خوابگاه و دانشگاه ممنوع‌الورود شد.

گر چه دستگیری و افزایش فشار بر فعالان و مدافعان حقوق مدنی در جامعه‌ای با حاکمیت تمامیت‌خواه و اقتدارگرا به امری طبیعی بدل گردیده، نبایستی از یاد برد که عدم اعتراض به این امر از سوی جامعه‌ی مدنی تضعیف هر چه بیشتر آزادی‌های مشروع شهروندان و کاهش دامنه‌ی حداقلی فعالیت در چارچوب قانون را به همراه خواهد داشت. در سرزمینی که مزد گورگن از آزادی آدمی افزون باشد،‌ دم فروبستن بر درد مشترک نتیجه‌ای جز تکثیر آن نخواهد داشت.

کمیته گزارشگران حقوق بشر بازداشت دو عضو فعال خود را سرآغاز دور جدیدی از هجمه‌های امنیتی برای سرکوب و جلوگیری از ادامه‌ فعالیت این نهاد می‌داند. سعید کلانکی و سعید جلالی‌فر در راستای تمرین حق قانونی خود در بیان آزاد افکار و عقاید دستگیر شده و از این رو زندانی سیاسی محسوب می‌شوند. این نهاد با محکوم نمودن برخورد امنیتی و پرونده‌سازی برای فعالان حقوق انسانی خواستار آزادی بی قید و شرط دو عضو بازداشت شده‌ی خود است. این کمیته در این راستا اذهان همگانی، نهادها، بانیان و داعیان حقوق بشر را به اقدام قاطع، موثر و فوری فرا می‌خواند.

باشد که تقوای ما خاموشی نباشد

کمیته گزارشگران حقوق بشر

دهم آذر ماه 88 خورشیدی مطابق با اول دسامبر 2009 میلادی

خدای را…

جولای 31, 2009

gardآنک یگان ویژه بر گذرگاه ها

 با باتوم و چماق خون آلود هق هق را بر چشمها جراحی میکنند

و کباب قناری بر گاز اشک آور

 روزگاری نازنینی است… غریبه!

شنیده‌ها حاکی از آن است که مهندس موسوی در حصر بسر می‌برد. از سوی دیگر شنیده‌های دیگری حاکی از این است که کروبی برای شکستن حصر در فکر برپایی تجمع در برابر منزل موسوی است.

متاسفانه این کار به دلایل استراتژیک چندان عملی نیست. چرا که از بخت بد مهندس با مقام عظمای ولایت همسایه است و راه اندازی تجمع هم تا شعاع مناسبی از بیت موجب ناراحتی نیروهای نوپو (نیروهای ویژه پیرو ولایت) خواهد شد و ممکن است خدای ناکرده این دوستان تحت تٱثیر این تالمات روحی معده‌شان نفخ کند و زبانم لال ستون نظام تحت تاثیر باد ایشان خفه شود.

نظر به مشکل فوق راهکار دوم اینست که مهندس موسوی در اسرع وقت از منزلشان اثاث کشی کرده به یک محل مناسب بروند تا موانع موجود برای تجمع جلوی منزل ایشان برطرف شود.

تبصره: در صورت  تحقق  و یا عدم تحقق جابجایی منزل مهندس طرح انتقال بیت و پیوستن آن به تاریخ به عنوان راهکار اول در دست وقوع است که جزئیات آن نیاز به اعلام ندارد.

رفته بودیم تا در وظیفه ملی و میهنی خودمان در ساقط نمودن رژیم سکتاریست، ریویزیونیست و سکتاریست مشارکت را بکنیم.

رفتیم تجریش و آمدیم پایین. تا چشم کار می کرد آدم نبود ولی رنگ سبز بود. متاسفانه به دلایلی از جمله نداشتن پاس امکان پیوستن به خیل عزیزان مقدور نبود.

تبصره 1: زنجیره انسانی نبود، چون از انسان تشکیل نشده بود. تعدادی برادر در زنجیره حضور داشتند.

پ.ن.1: زنجیره آن طور هم که گفته میشه سبز نبود، بعضی جاها زرد مایل به خاکی بود. که مربوط به بخش نیروی زمینی قضیه است. بعضی از دوستان به توصیه پسرخاله ی اژه ای سیاه پوشیده بودند. (که ما هر چی می گفتیم اینها نپو و نتاپو می باشند کسی نمی پذیرفت) در بعضی جاها هم متاسفانه شلوارها زیتونی بود و پیراهن ها سفید با چرک زرد. در میدان ونک حدفاصل خدامی یا مقداری بعدش ساندیس (به احتمال زیاد آلبالو) توزیع شده و کلی آدم با شلوار و جلیقه جنگلی و ایضاً تسلیحات فائقه به سلامتی کودتا در حال نوشیدن بودند.

پ.ن.2: زنجیره کاملاً منظم بود و در سکوت کامل داشت اعتراض می کرد. یک جاهای دم لونه ها تعدادشان زیاد بود که ما متاسفانه نفت همراه نداشتیم.

تبصره 2: برنامه مورد نظر از سوی همان قضیه پاسپورتداران ترتیب داده شده بود و به هیچ عنوان به کاندیدایی که پسرخاله محسنی اژه ای است و دیشب تو شبکه دو به او می گفت میرحسین ارتباطی نداشت.

پ.ن.3: به دلایل نامعلومی نیروی انتظامی امروز با خودش هیچ برخوردی نکرد. در حالی که تجمع کنندگان بر خلاف اصل 27 مسلح بودند و کلی وینچستر و باتوم و سایر اقلام به همراه داشتند.

خبرهای تکمیلی: نداریم، موبایل ها همه آنتن یخ.

توضیح ضروری: رفتیم پایین و برگشتیم بالا. حدود 9 برگشتیم بالا. حوالی تخت طاووس از ولیعصر آمدیم بیرون. تجمع نیروی انتظامی کماکان ادامه داشت.

شایعات: می گویند زنجیره تشکیل شده، طولش هم 37 کیلومتر (یا کیلوگرم الله اعلم) است. ما که بعید می دانیم. مگر همان زنجیره باشد که ما گفتیم.

خبر غیرمرتبط: دقایقی پیش شورای نگهبان صحت انتخابات را تایید کرد. ای داد بیداد. مجراهایی قانونی مون تموم شد. دیگه نداریم.

یک سناتور آمریکایی ضمن توصيه به مقامات آمريكايي براي ادامه سياست‌هاي دوسويه در قبال ايران، از دولت اين كشور خواست راهكارهاي گشايش باب ديپلماتيك ميان تهران و واشنگتن را بيابد.  در این خبر که ما هر کاری کردیم نتوانستیم لینکش رو از فارس نیوز تو وردپرس بگذاریم سناتور مزبور و تعدادی آدم دیگر که فارس نیوز آن ها را برجسته خوانده حاضران خواستار گشودن باب نامبرده شدند.

1. باراک اوباما از اعزام هیأتی جهت بستن دخیل به بی بی سکینه به منظور وا شدن بخت ببخشید باب دیپلماتیک با ایران خبر داد. وی که بر روی کاپوت لیموزین مخصوص خودش مشغول سخنرانی بود با بالا بردن دست وزیر خارجه اش گفت: انا مدینه دیپلوماسی و هیلاری بابها.

2. سخنگوی هیأت ایرانی از ایجاد توافق برای شیرینی خوران بین طرفین قضیه خبر داد. آقای خراطی که نخواست نامش فاش شود با اعلام این خبر گفت: لازم دانستیم که بعد از این همه مدت بستر مناسب را برای ایجاد روابط نزدیک بین نمایندگان دو طرف فراهم کنیم. در همین راستا همراهان ما و همراهان آن ها رفتیم حیاط را ببینیم.

3. کمیته روابط داخلی با ایران در سنا گزارش محرمانه تحلیلی خود را منتشر کرد. سناتور کاظم جلالی، معاون این کمیته گفت: ما از مدت ها پیش دنبال رابطه با ایران بودیم. مشکل این بود که ما یک زمانی می خواستیم و آن ها نمی خواستند. ما می خواستیم و آن ها روشان نمی شد. حالا ما می خواهیم و اونا بیشتر. بهر حال ما ضمن تحقیق از همسایه های ایران متوجه شدیم که ایران جون روابط نزدیکی با شخصی به نام کاراکاس دارد و گویا کیس مزبور طی سالیان اخیر دو سه باری هم به سوریه و لیبی و شخصی یه نام حسن شوهر داده شده. بهرحال از نظر ما ایجاد رابطه بلامانع بوده و علف به دهن بزی مربوطه پیتزای سبزیجات است.

4. حسن خراطی از بروز معضلی به نام پیشرفت در پروسه ایجاد رابطه خبر داد. به گفته حسن هیأت اونا چشم هیأت مارو گرفته و متقابلاً هیأت ما بدجوری تو حلق هیأت اونا گیر کرده. آقای حسن تاکید کرد: به این میگن سیاست دوسویه. مشکل اساسی اینجاست که خانواده های طرفین هنوز کاملا و یا ظاهراً با ردیف شدن قضیه موافق نیستند.

5. گفته می شود چارلز براون نماینده اونا به حسن گفته: خونواده دار که هستی، آفتاب و مهتاب ندیدی، بس که تو تحریم هستی. این گزارش می افزاید: حسن ما با لپای گل گلی دویده تو پستوی انزوای سیاسی و آسمان رابطه را ابرهای تیره پوشانده است.

6. چارلز اونا طی مصاحبه از عدم وجود دم در زمان کره گی خرهای خودشان خبر داد. این مسئله حاد منجر به بروز روان نژندی به نام اضطراب بی دمی می شود. آقای براون در خصوص علل این پدیده افزود: ما می خواستیم و آنها ما را. ما برای گشودن باب دیپلماتیک تلاش بسیاری کردیم، پیش شرط برداشتیم، زیرلفظی دادیم خلاصه لای در مذاکره را یک ذره باز کردیم و این قدر رقصیدیم تا دچار اضطراب بی دمی شدیم.