مشخص نیست مذهب آدم ها را احمق می کند یا این آدم های احمق هستند که به مذهب گرایش پیدا می کنند.
پیردختر، بالزاک، محمد جعفر پوینده

یا این مذهب است که دنبال آدمهای احمق می گردد؟
پ.ن: اگر اونوره جان الان در قید حیات بود متوجه می شد که اتفاقا اینجا آدمهایی یافت میشوند که دقیقاً از روی هوشیاری به مذهبی بودن گرایش دارند.

حق تحصیل از جمله حقوق اولیه بشر است که در ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تأکید شده است.
طبق این ماده «هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل ابتدایی بایستی رایگان و اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای بایستی در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی بایستی بر اساس استقحقاق، به یکسان در دسترس همه باشد.»


با این حال و از زمان آغاز به کار کابینه نهم در ایران، فعالان دانشجویی برای برخورداری از این حق با محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.


در کنار تعلیق‌های بلند‌مدت دانشجویان توسط کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها، بحث دانشجویان ستاره‌دار در دومین سال حضور محمد مهدی زاهدی، وزیر دولت محمود احمدی‌نژاد در وزارت علوم و آموزش عالی مطرح شد.


درسال ۸۵ تعدادی از دانشجویانی که در دوران تحصیل خود در امور صنفی و سیاسی فعال بودند، در زمان ثبت‌نام برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد با موانعی برخورد کردند.


مشکل برخی از این دانشجویان با اخذ تعهد کتبی در دانشگاه و سازمان سنجش برطرف شد، اما گروه سوم موسوم به دانشجویان سه‌ستاره پس از مراجعه به سازمان سنجش با حکم ممنوعیت ادامه تحصیل روبرو شدند.
امسال و با آغاز اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد، نسل سوم دانشجویان ستاره‌دار پا به عرصه گذاشتند.


با این حال دانشجویان محروم از تحصیل طی این سال‌ها تلاش‌های بسیاری جهت احقاق حقوق از دست رفته خود نموده‌اند. از آن جمله می‌توان به نشست‌های خبری شورای ‌دفاع از حق تحصیل دانشجویان اشاره کرد که آخرین آن، جمعه‌ ۲۶ مهرماه ۱۳۸۷ در دفتر نشریه نامه برگزار شد.


در این نشست دکتر محمد ملکی، فعال ملی‌ مذهبی و نخستین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب، مهندس کیوان صمیمی، مدیر مسوول نشریه‌ توقیف شده‌ی نامه، مهندس کوروش زعیم، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و نیز میلاد اسدی، عضو کمیته دفاع از حق تحصیل دفتر تحکیم وحدت به ایراد سخنرانی پرداختند.


سید ضیاء نبوی، از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان پس از نشست می‌گوید: «در این نشست که با محوریت دفاع از حق تحصیل دانشجویان برگزار شد، دانشجویان محروم از تحصیل از هر گروهی حضور داشتند. اعم از دانشجویانی که به‌واسطه تعلیق آموزشی از تحصیل بازمانده‌اند تا دانشجویان ستاره‌دار، دانشگاه آزاد و دانشجویان بهائی.»


نبوی در مورد دانشجویان محروم از تحصیل می‌افزاید: «در دوران دانشجویی به دلیل فعالیت‌های سیاسی شش روز بازداشت بودم و دو ترم با رأی کمیته انظباطی از تحصیل محروم شدم. امسال پس از شرکت در آزمون و عدم ارائه کارنامه به سازمان سجش مراجعه کردم. به من گفته شد که بایستی به هسته گزینش استاد و دانشجو در طبقه چهارم سازمان مراجعه کنم. در آن‌جا دکتر نوربخش، مسوول هسته به من توضیح داد که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی اجازه ادامه تحصیل به من داده نشده است.»


ضیاء نبوی که خود امسال از گرفتن کارنامه آزمون ارشد محروم مانده، در مورد آمار این شورا از دانشجویان محروم از تحصیل می‌گوید: «طبق اطلاعاتی که تاکنون جمع‌آوری کردیم، در کنکور امسال دست‌کم به ۱۸ دانشجو کارنامه ارائه نشده، ۵ نفر با وجود کسب رتبه عالی در اعلام نتایج عالی مردود شده‌اند و ۶ نفر در دانشگاه آزاد اجازه ثبت‌نام نیافته‌اند. در چند روز اخیر مطلع شده‌ایم که ۳ نفر هم موفق به ثبت‌نام در آزمون تکمیل ظرفیت نشده‌اند.»


مهدیه گلرو، دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی از جمله سخنرانان این مراسم بود. خانم گلرو که خود با حکم چهار ترم تعلیق از تحصیل روبروست، اهداف شورای دفاع از حق تحصیل را این‌گونه تشریح می‌کند:


«در درجه اول ما برای احقاق حقوق کسانی که از ادامه تحصیل محروم شده‌اند تلاش می‌کنیم. در درجه دوم هدف ما این است تا به روند غیرقانونی وزارت علوم در محرومیت فعالان دانشجویی از تحصیل اعتراض و با آن مخالفت کنیم.


در واقع این روند را برای وزارت علوم و سازمان سنجش هزینه‌ساز کنیم. و دست آخر نیز دانشجویانی را که فعالیت سیاسی می‌کنند مورد حمایت قرار دهیم.»


خانم گلرو در مورد فعالیت‌های این شورا به نشست خبری در ابتدای فصل تابستان سال جاری، کنفرانس مطبوعاتی در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و دو تجمع در برابر سازمان سنجش و مجلس شورای اسلامی اشاره می‌کند.‌


پویا محمودیان، مدیر مسوول نشریه دانشجویی ریوار از جمله دانشجویانی که با وجود کسب رتبه ۶ آزمون رشته پلیمر موفق به قبولی در هیچ‌کدام از موارد انتخابی خود نشده است.


وی در اردیبهشت‌ماه سال گذشته در پی چاپ نشریات توهین‌آمیز منتسب به انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به همراه ۸ تن دیگر از مدیران مسوول نشریات و فعالان انجمن اسلامی دستگیر شد و مدتی را در زندان اوین سپری کرد.


شیوا نظر‌آهاری، فعال حقوق بشر و دانشجوی دانشگاه آزاد که از ثبت‌نام در آزمون تکمیل ظرفیت دانشگاه‌های سراسری بازمانده، در این خصوص می‌گوید:


«در زمان ثبت‌نام اینترنتی با پیغام نادرست بودن مشخصات مواجه می‌شدم. با مراجعه به سازمان سنجش به هسته گزینش استاد و دانشجو ارجاع داده شدم.


در آن‌جا منشی آقای دکتر نوربخش اسمم را پرسید. لیست اسامی را چک کرد و گفت مشکل گزینشی دارید و از طرف وزارت اطلاعات حق ادامه تحصیل ندارید. مشکلتان را با وزارت حل کنید. وی هم‌چنین به من تذکر داد که در سال‌های آینده هم حق شرکت در آزمون و ادامه تحصیل را ندارم و وضع به همین منوال است.»


از خانم نظر آهاری، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در مورد فعالیت‌هایش در زمان دانشجویی می‌پرسم. وی با ذکر این نکته که به دلیل جو‌ محدود دانشگاه آزاد امکان انجام هیچ نوع فعالیتی در درون دانشگاه نیست می‌افزاید:


«فعالیت‌های من در خارج از دانشگاه نیز در زمینه حقوق بشر و در چارچوب کمیته گزارشگران بود. اما حتی تحصیل نیز زمانی که بازداشت یا به وزارت اطلاعات احضار می‌شدم همیشه تهدیدم می‌شدم که از تحصیلم جلوگیری می‌شود.


اما اگر جرمی و پرونده‌ای بوده در دادگاه به آن رسیدگی و حکمش صادر شده و عمل وزارت اطلاعات هیچ گونه توجیه قانونی ندارد.»


وی خاطرنشان می‌کند: «حق تحصیل از جمله حقوق اساسی شهروندان است و آن را نمی‌توان خودسرانه سلب نمود. در قانون اساسی ایران هم تصریح شده که شرایط تحصیل بایستی برای همگان فراهم باشد.»


صادق شجاعی، عضو کمیته اجرایی شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان در مورد نشست در جلسه شورای عمومی که بعد‌از‌ظهر برگزار شد، گفت:


«در این جلسه وظیفه تدوین اساسنامه شورا نیز علاوه بر امور اجرایی شورا، به این کمیته محول شد. شجاعی، دانشجوی رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام تشکیل انجمن اسلامی و نیز مصاحبه با رسانه‌های بیگانه علیه مسوولان دانشگاه از سوی کمیته انظباطی به سه ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.


مهناز پراکند، حقوقدان و وکیل دادگستری، از دیگر سخنرانان این نشست بود. خانم پراکند که وکالت هفت نفر از دانشجویان بهائی محروم از تحصیل را به عهده دارد، در مورد وضعیت موکلان خود می‌گوید:


«برای این عده دادخواست تنظیم کرده و به دیوان عدالت اداری ارایه کردیم. برخی از این افراد به دلیل داشتن دیانت بهائی از دانشگاه اخراج شده بودند. از ثبت‌نام عده‌ی دیگر با وجود قبولی موفق به ثبت‌نام جلوگیری شده بود و گروه آخر موفق به دریافت کارنامه آزمون نشده بودند.


در اکثر آرایی که دریافت کردیم، به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره شده بود و دلیل دیگری ذکر نشده بود.»


مصوبه‌ی مورد اشاره دیوان عدالت اداری در تاريخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوريه ۱۹۹۱) توسط حجّت‌اﻻسلام سیّد محمّد گلپایگانی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی امضا و به تأیید آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، رسیده است.


در بند سوم این مصوبه که خطاب به دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی صادر شده قید شده که بايستی از ثبت نام بهائيان در دانشگاه‌ها جلوگيری به عمل آيد و چنان‌چه بهائی بودن فردی حین تحصیل احراز گردید، بایستی فوراً از ادامه تحصیل وی ممانعت به عمل آید.


بنابر آمار دفتر جامعه بين‌المللی بهائيان در سازمان ملل متحد، در سال تحصيلی ۸۷-۸۶ در ايران، ۳۶۹ بهائی در ايران برای ورود به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی پذيرفته شدند که از ثبت نام ۱۹۱ تن از آنان جلوگيری به عمل آمد و دست کم هفتاد نفر از آنان پس از آن‌که هويت مذهبی شان مشخص شده، تا پيش از پايان نيم‌سال نخست، از تحصيل محروم شدند.


kouhyar@radiozamaneh.com

مسئلهٌ خواهرم

سپتامبر 26, 2008

توضيح: اين مطلب را خيلي وقت پيش در وبلاگ قبليم نوشته بودم. دوستان از ما طنز خواستند و ما هم طنزمان نمياد. اين را قبول كنيد.

دوستی  کامنتی گذاشته و از ما استفتاء نموده بود:

یک خواهر بسیجی

يکشنبه 27 اسفند1385 ساعت: 20:20
 
«یک سوال از کوهیار
آیا میشود یک دختر بسیجی و پسر انجمنی که تو لاو هم دارن میترکن با هم ازدواج کنن؟؟
آیا همچین ازدواجی امکان پذیره؟؟
منو راهنمایی کنین دارم میمیرم»
 
از آنجا که سلامتي و شاسی شما عزیزان برای ما در درجه اول اهمیت قرار دارد فلذا خودمان را در برابر حقوق و مزاياي زنان مسئول دیده و به شما پاسخ دادیم.
 

خواهرم

اول از همه چند تذکر:

یکی اینکه صحیح نیست دختر و پسر مسلمان تو لاو هم بترکن. چرا که ترکیدن آنها موجب خواهد گشت که تکه‌های ایمان این عزیزان به اطراف پرت شده و واجب‌القصاص شوند. و دیگر اینکه خواهرم خدا نکنه شما بتركين، فدات شم دشمنت بتركه. و اما پاسخ:

 

ببینید مسائلی از این دست نیاز به شرح و بسط و تفصیل دارد.

 

اما از آنجا که النکاح سنتنا در حدود شریعت و مقتضیات بالاجتناب به حل مشکل شما مبادرت می ورزیم

و اما در این مورد بخصوص

 

اولاَ در آخور اهمیت بسیار است که پسر انجمنی که باشد؟ و از سوی دیگر اين دوشيزه مكرمه بسيجيه كه باشد؟

 

تبصره: اگر دختره شما باشيد و پسره هم ما باشيم كه تشريف بياوريد ما شخصاً مشكلتان را حل مي‌كنيم.

 

ثانياً آيا مشكل بالواقع عشق است و يا هوسي است زودگذر؟ كه اگر اين­گونه باشد براي رفع آن راه­های نزديك­تري هم وجود دارد. و در كشاف­الحضره از قول ابن­الابنه آمده كه: “پس از اين روزگاري خواهد آمد كه جوانان هذا المرز و البوم الشهيد الپرور مترون في شارع جردن و پايمالون خون شهدا و نمره تيليفون ردٌبدلا. كه عالم بزرگ شيخ چوب پنبه در جلد دوم تفسير الجبرا در توضيح اين عبارت تراوش نموده كه “بيضهٌ بيضاً”

 

و اما ثالثاً بايد به اين نكته توجه نمود كه تيريپ لاو مربوطه به چه قصد و منظوري واقع شده؟  بايستي تحقيقات لازمه توسط برادر مرتضوي و تيم مربوطه انجام پذيرد تا مگر اين برادر انجمني از طرف صهيونيسم جهاني و منطقه­اي مأموريت داشته تا در خواهران مخلص ما رخنه كند و ناموس مسلمین بر باد رود و خداي ناكرده اين سربازان گمنام دچار شكاف گردند.

 

تبصره: در صورتي كه مرحله فوق با موفقيت طي شد و فرد انجمني سربلند از زير دستان و… تيم مربوطه بيرون آمد و نكاحي صورت گرفت به دليل خودفروخته و بی­دين بودن انجمنی­ها باز هم صلاح نيست ميخ كفر در سرزمين اسلام فرو برود.

 

و سرانجام راهنمايي ما به شما همشيره محترمه

با توجه به نكات فوق صلاح ازدواج اين دو عزيز به صلاح نمي­باشد و به جاي آن ما صيغه را پيشنهاد می‌كنيم كه همانا لذت حلال است و صفاسيتی.

توضيح ضروري:

خبر تاييد اعدام يك نوجوان در ايران توسط يكي از دوستان به ميلينگ ليستش فرستاده شده بود

ايميل كيهان هم در ميان كانتاكت‌ها بود

جوابيه كيهان اينست:

Lotfan baraye man mail naferestid,akhbare shoma baraye man jaleb nist

اين هم نامه ما:

كيهان عزيز
اكنون كه اين نامه را برايت مي‌نويسم در و ديوار اين آلونك از عطر روزنامه اوراق تو
ببخشيد اوراق روزنامه تو لبريز است
از لحن نامه‌ات پر شدم از بغض و سرشك
دلم واست تنگ شد و اين نامه رو واست نوشت
تو نبايد بياي از اين ورا گذري
دل مارو ور داري ببري بپزي بدي گربه آقاي پاكشير بخوره
تو تنها نيستي
به قول فدريكو
زرد تويي
كه زرد مي‌خواهمت
اي ويژه نويس
اي آمار بده
اي مسئول كوبيدن مشت به دهان استكبار جهاني و غيره
اي غضنفر
ببخشيد
اي كيهان
اي ستاره دنباله‌دار
چرا تو اخبار ما را نمي‌خواهي؟
لطفاً به من بگو چه نوع اخباري براي تو جالب است
نظرت در مورد آمار اپوزيسون چيست؟
اگر چيزي كم و كسر داشتي بگو
با تشكر از روزنامه ارزشي شما مي‌خواستم اين را بگويم كه اينهايي كه دم از حقوق بشر آمريكايي مي‌زنند همان‌هايي هستند
كه در دوم خرداد شعارهاي التقاطي مي‌دادند.
اين‌ها مي‌خواهند جامعه را از درون تهي كنن
خواهش مي‌كنم
تمنا مي‌كنم از تو
اي كيهان
اي كهكشان‌واره
اين جامعه را از درون پر كن
(لطفاً در انتخاب مسير درون دقت كافي بخرج بده) ممنونيم از تو
محمود را ببوس
اگر او و شما نبوديد
حقوق بشر نقض نمي‌شد و ما ساير فعالان سياسي و حقوق بشر و حقوق بچه‌ها و حقوق مرغ و گربه و الهام
هيچ نداشتيم بكنيم و بيكار مي‌شديم و مجبور بوديم برويم دنبال چغندركاري
و آن وقت در توليد چغندر خودكفا مي‌شديم و ممكن بود اين كشور‌هاي بي‌ناموس استيك‌باري كه هي استيك خنزير مي‌خورند
به فعاليت‌هاي چغندرانه‌ي ما مشكوك شوند و آن‌ وقت ما هي مورد قطعنامه و ورق‌پاره قرار بگيريم
و اين بزغاله‌ها هي جامعه را از درون تهي كنند و تورم بوجود بيايد
ممنون از اينكه فعالان سياسي را مي‌گيريد و مي‌بريد اون تو و متورمشان مي‌كنيد.
قطعا اين تحول اقتصادي كه در ما بوجود خواهد آمد موجب تغيير دوره گردش هاله به دور محمود خواهد شد
اين بچه‌ها را كه اعدام مي‌كنيد خوب كاري مي‌كنيد
رشد جمعيت زياد شده
ببخش كيهان جونم
اما برام سوال پيش اومد
اگر اعدام نوجوانان جالب نيست
پس چرا فرت و فرت اعدامشان مي‌كنيد
آهان
ببخش
الان به مغزم فشا ريدم و متوجه شدم حتماً خيري در آن نهفته است
اينكه دقيقا كجاي آن نهفته يا نهفتيده شده هم مهم نيست
بهرحال شما و ساسي مانكن و حسن مخته و ساير اساتيد بهتر مي‌فهميد چي بدرد دنيا و آخرت ماها مي‌خورد
سرت را درد نياورم
قلبت را هم همين طور
مجبور مي‌شوي قرص زير زباني و احياناً چيزهاي ديگر استعمال كني
آن وقت يك وقت ديدي خوشت آمد و زبانم لال از كار و زندگي مي‌افتي و ما هم ممكن است روي خوشبختي را ببينيم‌ آن وقت آخرتمان خشك مي‌شود، سپس كمي مرطوب شده با نمك و زردچوبه و اسپري فلفل به ميزان دلخواه قاطي گشته و در آخر تباه مي‌گردد
روي ماه همه بچه‌ها را ببوس
احتمالاً بعد از نوشتن اين نامه به زودي مجبور به زيارتتان خواهم شد
راستي
اين را هم بگويم
من از بين روزنامه‌هاي ارزشي روزنامه شما را خيلي دوست دارم
چون جنس كاغد آن واقعا با مزاجم سازگار است و با سس هزار جزيره مهرام طعم دلپذيري پيدا مي‌كند
دكترم گير داده
بايستي قرص‌هايم را بخورم
روي شكم خالي نمي‌شود هر چه مي‌گويم اخبار ويژه شما را الان خوردم قبول نمي‌كند
جايتان خالي خيلي خوشمزه بود
مخصوصاً آن قسمتش كه هتاكان و ايادي و مزدوران استيك‌بار برج اسكان رو معرفي كرده بوديد
واي خدا
مي‌خوان با من مهرورزي كنن
جايتان خالي است
اينجا هفته‌اي يك بار با ما مهرورزي مي‌كنند و ما ساير ايام هفته را دمر مي‌خوابيم
مي‌گويند براي مختان خوبست
دارند ما را از درون پر مي‌كنند

با سپاس و درود بر شما و طلوع آفتاب از كوهساران دالاهو، سهند، سبلان، توچال و جمشيديه و دركه و الا آخر

از طرف يك ذوب در كيهان
بوس بوس
بغل يغل
خانم‌ها دست
آقايون صلوات
حالا برعكس

توضيح براي دوستان
دلم نيومد اين نوشته كيهان عزيز رو ببينم و خفه خون بگيرم
دوري همه شما دلتنگم مي‌كند
بازجويي‌ها كه تمام شد تماس مي‌گيرم
هزار جزيره را حتماً امتحان كنيد

توضيح اضافه: ما خيلي گشتيم
آخرش نفهميديم اين ايميل آدرس كيهان متعلق به همان عزيز دل ماست يا نه
اگر هم نيست شما به همان بگيريد

پ.ن: هفت هشت ماهي بود كه بغير از يكي دو نوشته به سفارش دوستان چيزي ننگاشته بوديم، اميدوارم مقبول طبع‌ صاحب‌نظران افتد.

توضيح: اوايل خردادماه بود، يكي از دوستان فرمود براي سالروز 22 خرداد تصميم داريم كتاب چاپ كنيم. مقاله بدهيد. گفتم مقاله‌ام نمياد. طنز مي خواين؟ استقبال كرد و حاصل اين زير به سمع و نظرتان مي‌رسد. كتاب چاپ شده و هنوز به دستم نرسيده. در گير و دار گرفتاري‌ها يادم رفته بود كه اين جور چيزها را مي‌شود در وبلاگ هم گذاشت. كه دست كم سالي يك بار آپديت شود. القصه از 22 خرداد كمي گذشته اما در عوض تا هفت تير چيزي نمونده.

از آن رو که این نوشتار میراثی خواهد بود برای آیندگان و این حتمال میرود که مخاطب ما زمانی این سطور را بخواند که در مخیله وی نگنجد ( و هر چند برای ما نیز بعید است که زمان مورد نظر به این زودی فرا برسد) ناگزیریم مختصر بدین رویداد اشاره کنیم. 

در 22 خرداد سال 85 خورشیدی تعدادی از عناصر فریبخورده به تحریک صهیونیسم و فمینیزم با قرار قبلی در میدان هفت تیر جمع شدند تا از طریق اعتراض به داشتن هوو و نداشتن خیلی چیزهای دیگر امنیت ملی را ببرند زیر علامت سوال و آن زیر دست به تشویش ادهان عمومی و نیمه خصوصی بزنند. خوشبختانه این نقشه پلی با هوشیاری و غملکرد درخشان سربازان گمنام به نحو موفقیتآمیزی اجرا شد و صد البته عناصر فریب خورده به عناصر کتک خورده تبدیل شدند. 

سلیمه خاتون ننه بیگم، از فعالین سایت تهدیگ برای برابری نیمه شب 23 خرداد قصیده بلندی سرود که مطلع آن چنین است: 

تو که دستت به باتوم زدن آشناست

دلت از جنس دل خستهی ماست

آخه تو دیگه چرا؟ 

باری در این نوشتار برآنیم تا این واقعه را از مناظر و دیدگاههای گوناگون مورد تحلیل و واکاوی قرار دهیم. امید امید است این سطور پروژکتوری باشد در راستای تنویر افکار تاریک بدخواهان و آنان که با لپهای گلگلی به سمت ترکستان میروند هرچه سریعتر دور زده و به آغوش باز اسلام برگردند. 

تحلیل تاریخی: اصولاً ایران کشوری است که هرگاه بیست و دوم ماه مملکت شلوغ شده بعدش اتفاق مهم و بنیادینی رخ داده. متاسفانه برگزارگنددگان و استکبار جهانی در تعیین زمان مناسب دقت لازم را بخرج ندادند. برای مسئولین سوءتفاهم پیش آمد که اینان بخواهند آن کار کنند که ما با پدران ایشان بکردیم. در پی این سوءتفاهم مقادیر متنابهی باسن و ران و بازو و غیره آبلمبو شد. 

دیدگاهVOA : جمع کثیری از فعالین حوزه زنان با حضور در میدان هفت تیر در تهران دیدگاههای مستقل خودشان را در مورد نقض حقوق زنان در ایران با ما در میان گذاشتند. در بیانیه خوانده شده ضمن تشکر از پریزدنت بوش خواستار توجه هرچه بیشتر ایشان به جنیش زنان در ایران شدند. 

دیدگاه حکمتیستیکی: خیل عظیمی از زنان و مردان برابری طلب و آزادیخواه در تظاهراتی گسترده با رد نمودن دیدگاههای سکتاریستی و ریویزیونیستی نفرت خود را نسبت به استثمار طبقه زنان توسط سرمایهداران کلاریگال نشان داده و خواستار تعدیل ساعات کار در آشپزخانه و افزایش خرجی خانه شدند. پلاکاردهایی با مضمون «جنبش زنان متحد جنبش کارگری و هرچی جنبش دیگه است» در دست تظاهرکنندگان به چشم میخورد. 

دیدگاه صله ارحام: به دلیل سوءتفاهمی که در قسمت قبلی به حضور انورتان رسید مقادیر زیادی کارشناس ( اعم از بازجو، بازپرس، مستنطق و کاراگاه علوی) و با تقریب خوبی تمام سربازان گمنام و غیرگمنام آقا امام زمان در محل حاضر بودند. از این رو کافی بود یک دوری میدان را طواف کنید و عده زیادی از آشنایان قدیمی را زیارت کتید. متاسفانه به دلیل جو مسموم حاکم بر قضیه امکان روبوسی فراهم نبود. ضمناً بایستی برای تشخیص عزیزان کمی دقت میکردید. شاعر فرموده: 

گویند که که از دویست و نه با دویست و شیش آمده ای

با عینک ریبن و بی سبیل و ریش آمده ای

من گل زه گلم شکفته از دیدن تو

اما تو هولی و بهر جیش آمده ای

 
و البته بعضی اوقات نیاز داشتید زیاد دقت کنید. به این نمونه مستند توجه کنید:
 

- نوشین! خودتی؟ چقدر تغییر کردی؟ هیکلت چه درشت شده؟ راستی جلسه پریشب چی شد؟ اون هماهنگیها رو انجام دادی؟ آه ببخشید. آقای سعیدی شمایید؟ اِ.. چه کار میکنید؟ ولم کنید. نوشین جان… نه… آقای سعیدی بگذارید برم، منو کجا میبرید؟  

تبصره مهم: با عنایت به تعداد عزیزان حاضر در صحنه از مسئولین مربوطه خواهشمندیم در صورت بروز سوءتفاهم یک تعدادی سرباز هم برای آقا امام زمان باقی بگذارند تا ایشان در صورت ظهور خدای ناکرده با کمبود نیرو مواجه نشوند. 

دیدگاه کیهانی: پروژه عدهای مزدور فریب خورده که توسط فمینیزم جهانی هدایت میشد با درایت نیروی انتظامی به شکست انجامید. به گزارش خبرنگار کیهان هشت نفر عصر دیروز با تجمع در میدان هفت تیر و با مطرح کردن شعارهای از پیش تعیین شده قصد داشتند به موجودیت نظام خدشه وارد کنند. این نقشه با نقشه قبلی و طی تماس تلفنی با مایکل لدین و ملاقات با دختر دیک چنی موسوم به الیزا چنی دست به این حرکت زدند. خبرنگار کیهان مدارکی در دست دارد که این افراد همگی از عناصر معلومالحال و مسئلهدار موسوم به فعال زنان بودند. خبرنگار ما از منابع مطلع آمار درآورده که دو سال بعد کتابی در این مورد به چاپ خواهد رسید. 

تحلیل ستون پیام های مردمی روزنامه کیهان: آنهایی که در بیست و دو خرداد در میدان هفت تیر دست به آشوب زدند همان جریانهای سیاسی طرفدار فرهنگ التقاطی هستند. اینها اگر راست میگویند چرا نرفتند یک میدان دیگر کارشان را بکنند؟ چرا وزارت اطلاعات این مسئله را پیگیری نمیکند؟ از شما خواهش میکنم هویت این گروه و مقاصد تجزیهطلبانهشان را افشا کنید. با تشکر از خودمان و روزنامه خوبمان. 

دیدگاه رنگرزی: در بیست و دو خرداد دوستان انتظامی و فشاری از طریق اسپری رنگ سعی در زنگ کردن جماعت داشتند و تا حد زیادی هم موفق شدند. تنها از بد حادثه رنگشان وسط عملیات ته کشید و ناچار شدند از اسپری فلفل و خردل استفاده کنند. بدینسان جنبش زنان دچار دورنگی شد: زرد و نارنجی فلفلی.  اعظم جون عضو مرکز مطالعات ایران و خاور میانه در این رابطه فرموده که چیز جدیدی نیست. سی سال است کارشان همین شده. 

توصیه: جهت دورنگ نشدن جنبش زنان از مسئولین تقاضامندیم رنگ اسپریشان را فلفلی کنند یا حتیالمقدور از اسپری زردچوبه استفاده کنند. 

دیدگاه جمع بندانه: عدهای از فعالان سیاسی و غیرسیاسی و همین طور عدهای غیرفعال غیرسیاسی آمده بودند. دسته اول متاسفانه درک مناسبی از اوضاع نداشتند و آمده بودند اعتراض مسالمتآمیز مدنیشان را بکنند که بطور غیرمسالمتآمیزی کتکشان را خوردند. اینجا بایستی از دوراندیشی مسئولین کمال تشکر را داشته باشیم. چرا که شایسته نیست زنان ایرانی باتوم و کتک و سایر ارقام را از طریق نامحرم بخورند. دشمنان مترصد فرصتند که این چیزها را دستآویز قرار دهند که اسلام انعطافپذیر نیست. که با تدبیر اندیشیده شده زنان توسط خواهرانشان کتک خوردند و مشت محکمی به دهان یاوه گویان کوبیده شد و خار رفت توی چش دشمنان. ضمناً اینان که فصد داشتند به نظام ضربه بزنند، مکرشان به خودشان برگشت و کلی ضربه و چیزهای دیگر خوردند. دسته دوم را هم گرفتند با تعدادی از دسته اول بردند تو. این عده مجبور شدند تجمعشان را آن تو ادامه بدهند. براش متفرق کردن جمعیت آن تو هم بعد از مدتی انداختنشان توی انفرادی. دسته دومیها که قصد خاصی برای فعالیت نداشتند افتادند تو رودربایستی و بعد از اینکه آمدند بیرون فعال شدند. یک نماینده اسبق مجلس را هم که زمان نمایندگیش خیلی علاقه به آن تو نشان داده بودند، به زور بردند همان تو تا میتوانستند ازش پذیرایی کردند. قصه ما بسر رسید کمپین به یه میلیون نرسید. بالا رفتیم ماست بود، پایین اومدیم باتوم بود.

پ.ن: رفته بودم كه ببينم عكس تنهايي خود را در آب

آب در حوض نبود

خيلي سخته دل شاديت بگيره و بخواي طنز بنويسي. حتي بخواي كپي پيست كني. رسم دوستي اين نبود عزيز. كاش من و تو مي‌فهميديم، اومدني رفتنيه. دشمنيا مصيبته. مرگ صدا مصيبته. مصيبته حقيقته