پاک کننده ای به اسم اعدام؛ حکایت رنج و رستگاری

 می گویند ماری آنتوانت در مورد اعدامش گفته بود: دو چیز باعث خوشحالی است. نخست اینکه جلادم فردی ماهر است و دیگر اینکه گردنی باریک دارم، پس رنج زیادی نخواهم کشید.

اما اینجا فرانسه نیست. کسانی هم که این روزها فله ای توی آسمان پیچ و تاب می خورند ملکه فرانسه نیستند. به آنها می گویند اراذل و اوباش، متجاوز به ناموس، مخل امنیت و آسایش اجتماعی و فرمانده انتظامی اعتقاد دارد که بایستی پیچ و تاب بخورند تا پاک شوند از پلیدی و لابد خدایشان نیز بیامرزد.

1. پایه و اساس تعریف حقوق بشر انسانیت هر فردیست که متولد میشه. فارغ از رنگ و نژاد، خون، عقیده و نظر شرع. هر کودکی که به دنیا میاد انسانه و اینها حقوقی است که به صرف انسان بودن بهش تعلق می گیره. مهم ترین این حقوق حقیست به نام زیستن. چرا که به طبع این حق مهمه که دیگر حقوق فرد ارزش واهمیت پیدا میکنه.

قرار نیست در مورد رد و مخالفت با اعدام بنویسم بنابر این، این بخش ناتمام می مونه.

2. میکا والتاری در یکی از فصل های سینوهه به شلاق خوردن(و سپس اعدام) سربازی متخلف اشاره می کنه: زمانی که پادشاه سریانی (کق فکر میکنم اسمش آمورو بود) سرباز رو تازیانه می زد هم قطاران وی جمع شده، صحنه را تماشا و تفریح می نمودند. والتاری می نویسه که این سربازان از نداشتن سرگرمی رنج می بردند و به همین دلیل صحنه ی رنج کشیدن دوستشان نیز جالب می نمود.

 سال ها پیش، اول دبیرستان که بودم، دو نفر را در کرمان به جرم تجاوز به 14 زن و دختر قرار بر این بود که اعدام کنند. اعدام در شلوغ ترین میدان شهر و در ملأعام انجام میشد. مادرم ابتدا با خواهش و سپس با تهدید و تأکید مارو از دیدن مراسم منع کرده بود. آن زمان عضو تحریریه نشریه سمپاد بودم و تازه یک روزنامه محلی هم بود که گاهی مطلبم را(به خاطر سابقه آشنایی سردبیر با مادرم البته) چاپ می کرد. القصه امکان نداشت اتفاق به این مهمی(؟) بیفتد و من از نزدیک ماجرا را دنبال نکنم. روز واقعه رسید و از راه مدرسه راهی میدان مزبور شدم. باور کردنی نبود. تا چشم کار می کرد آدم ایستاده بود توی پنج خیابان منتهی به میدان. زن، مرد، دختر، پسر و بچه. این همه شم روزنامه نگاری؟ دو سه ساعتی طول کشید تا مجرمین را آوردند و شلاقشان زدند و فرستادنشان بالای دار. زیر پایشان هم نه چارپایه که تخت گذاشته بودند و محاسباتشان اینقدر افتضاح بود که تخت بالیی را که برداشتند پنجه یکی رسید به تخت پایین و دستپاچه تخت زیرین را هم کشیدند. و تمام مدت صدایی از بلندگو از مردم درخواست اشهد می کرد که: حکم خدا جاری شد.

و این روزها اعدام ها که شدت گرفته اگر ملأعامی در کار باشد مردمان ما با شوق می روند و به تماشا می ایستند. که یک نفر دست و  پا می زند و زندگی از یکنواختی خارج می شود. به تماشای نقض مهم ترین حق یک انسان که به گمان اکثر آنها و بسیاری از موافقان اعدام دیگر انسان نبوده، خودخواسته یا نخواسته اش دیگر اهمیتی ندارد. معاون دادستان تهران هم گفته که تماشای اعدام در جلوگیری از جرم و جنایت مؤثر است و آدم هایی که این صحنه را ببینند به راه راست هدایت می شوند. در همین راستا فردا پس فردا اعلام خواهد شد که تماشای اعدام نور چشم را زیاد می کند یا برای کسانی که پروستات دارند مفید است.

احتمالاً معاون دادستانی در مورد حضور کودکانی مثل این دختربچه هم خواهد گفت ما تصمیم داریم ترس از ارتکاب جرم را در مغز جامعه نهادینه کنیم. این دختر را اینجوری نبینید، کارشناسان جرمشناسی ما تشخیص داده اند که این همین جوری اگر پیش می رفت تبدیل به مادرخوانده ای چیزی میشد. جلویش را گرفتیم.

2. در میان یکی از فرقه های کاتولیگ در قرون وسطی رسم بود که برای بخشش گناهان و آمرزیده شدن به خود شلاق میزدند. نمونه این رسم را قوم یهود هم داشتند. منتها در میان یهودی ها کسی خود را نمی زد. دیگرانش می زدند تا هم ثوابی برده باشند و هم او آمرزیده شود. رسم بود که کلیسای کاتولیگ جادوگران و ملحدان را در آتش بسوزاند. (تا پاک و وارسته شوند) درد و سختی باید تا از مرز وجود خلاصی اتفاق افتد. در مکاتب ریاضت نفس شرقی هم این بوده. خوابیدن روی میخ و دوری از طعام و… به نوعی دیگر و البته به قصد و با اراده شخصی. نوع مقبول و معقول تر و البته با تجدد سازگارتر این ریاضت کشی به یوگا مشهور شد. و البته نوع باز هم لطیف تری را حدود سی سال پیش ماهاریشی از تبت آمد و به دنیا معرفی کرد: مدیتیشن. جهانی به آرامش رسید و ماهاریشی به جهانی ثروت.

از بحث دور شدیم، در اسلام نیز بر گناهکار حد جاری می کنند، قطع عضوش می کنند و سنگسار و به دارش می آویزند. شاید بگویید که فلسفه ی تمام این ها در شرع مقدس بالابردن هزینه برای جلوگیری از وقوع گناه است، با این همه حقیقت دیگری در بطن همه آنها نهفته است: مصداقی برای مجازات اخروی. به بیان بسیاری از فقها دردی را که در آخرت بباید کشید در اینجا تحمیل می کنند. تا بارش را سبک تر کنند.

ازین بابت بایستی از دوستان متشرع ما کمال تشکر را داشت. چرا که دفع خطر احتمالی عقلاً واجب است. حتی به قیمت تازیانه و به بهای قطع اعضا.

پیشنهاد می شود برای سبکتر نمودن بار این فریب خوردگان از روش های جدیدتر استفاده کنیم. و از آنجا که ممکن است محکوم با یک اعدام خشک و خالی کاملاً پاک نشود می توان محکوم را زیر غلتک پرس کرد یا با ناخنگیر از ناخن پا شروع کرد و به گردن رسید.

3. اپیدمی شده که هر کسی را اعدام می کنند لبخند می زند. شما این کار را نکنید، قاضی مرتضوی از دستتان ناراحت می شود و دشمنی قاضی مرتضوی حتی در اون دنیا هم به ضررتان تمام می شود. شما که نمی خواهید تو جهنم هم تو سلول انفرادی باشید و بطری استعمال کنید؟

پ.ن: خداحافظ

پ.ن 2: گزارش تکان دهنده از برخوردهای صورت گرفته با متهمین با عنوان » اراذل و اوباش»

Advertisements

7 نظر برای “پاک کننده ای به اسم اعدام؛ حکایت رنج و رستگاری

  1. کوهیار عزیز سلام

    درست می‌گوئی. این دخترک قرار بوده مادر خوانده شود. احسنت بر حضرات که جلوی جرم و جنایت را می‌گیرند. ای‌کاش یکی برایشان توضیح می‌داد که بابا سال «دو» هزار و هفت میلادی است نه سال «یک»‌هزار و هفت.

    موفق و شاد و سالم باشی
    ققنوس

  2. این بچه سوسولایی که از دیدن صحنه اعدام تعدادی آشغال روحشون آزرده میشه باید زنشون یا دخترشون توسط یکی از همین کثافتها گائیده بشه تا ببینم بازم دم از حقوق بشر میزنن!!!
    لابد باید دعوتشون کنیم به یه کافی شاپ با کلاس و ازشون خواهش کنیم زن و بچه مردم رو نکنن !!!
    اینطوری خیلی لطیف و پروانه ایه نه؟
    حقوق بشر هم ازمون راضیه!
    خاک بر سر بی غیرتتون که اگه جلو چشمتون خواهرو مادرتونم بگایند بی خیالید.

  3. نمی دونم چرا این حرف ها رو نوشتی مطمئنم که در رابطه با اعدام چیزی نمی دونی من یه جواب مفصل برای حرف هات راجع به اعدام دارم اگر ایمیلت رو برام بفرستی برات می فرستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s