چگونگی بیمه کشور از طریق جنگ (2)

انواع

بیمه مسئولیت: شما این ور دنیا نشسته اید. احساس می کنید در قبال بشریت مسئولیت دارید. بایستی یک چیزی را به دنیا صادر کنید. یک چیزی مثل انقلاب یا دموکراسی. در حالت اول از قاره خودتان جاکن می شوید که دموکراسی را به مردم شهیدپرور ویتنام هدیه کنید. کارها طبق روال پیش نمی رود. در نتیجه تعداد زیادی سگ قبر و کودک دورگه تقدیم می کنید و با افتخار برمی گردید به آغوش وطن. در عوض تا سال ها در موردش فیلم می سازید و صنعت سینما شکوفا می شود.

در حالت دوم یک جایی خر تو خر شده. سرعت رشد اقتصادی با شعور اجتماعی ملت یکی نبوده. یکی رفته، شما آمدید. انقلاب رخ نموده. شما احساسات می کنید اگر با این کاسه ماست یک استخر دوغ درست کنید چه ها که نشود. کاسه ماستتان را برمی دارید می برید لبنان که انقلاب را صادر کنید. مشکل اینجاست که کشور مزبور و اطرافیان علاقه ای به واردات ندارند. چندان مهم نیست. شما مسئولیت رو بچسب.

بیمه حوادث: سطح توقعات مردم همیشه در صحنه رفته بالا. ملت بطور وقیحانه ای توقع دارند علاوه بر پلو، خورش هم بخورند. حوادثی اتفاق می افتد. از جمله جنگ. از آن رو که بالاتر از جنگ حادثه ای نیست. ملت خورش که فراموششان میشود که هیچ، پلوشان را هم می پیچند لای نان برای رزمندگان (جناسو داشتی؟)

نتیجه اخلاقی: در صورت تمایل به خوردن پلو، لطفاً سطح توقعاتتان را پایین نگه دارید.

بیمه کارآفرینی: جنگ خودش ایجاد اشتغال می کند. در هر جنگ یک عده می سازند. یک عده هوا می کنند. یک عده می خورند. یک عده هم می میرند. نرخ رشد جمعیت کنترل می شود. بعد از جنگ هم کلی صنایع جانبی ایجاد می شود: انواع و اقسام بنیاد، ستاد مین روبی، ستاد بازدید از جبهه، ستاد بوی جنگ، ستاد دفاع از ارزش ها. این وسط کلی استعداد ناب سینمایی هم کشف می شود. نمونه اش جواد شورجه و جمال شمقدری.

بیمه شخص ثالث: شما یک پسرخاله دارید که به گردنتان حق پدری دارد ( از نظر روابط خانوادگی کمی پیچیده است) پسرخاله تان بعد از اینکه از محو شدن توسط هیتلر نجات پیدا می کند (به قسمت اول مراجعه کنید) و از وام مسکن و سهام عدالت هم ناامید می شود، می رود توی یک محله و درخانه ای را می زند و تقاضای جا می کند. میزبان هم قبول می کند و پسرخاله جانتان را گوشه حیاط اسکان می دهد. بعد از مدتی پسرخاله تان می رود توی ساختمان و میزبان را ابتدا می فرستد توی حیاط سپس وسط کوچه. صاحبخانه به سازمان محله های متحد شکایت می کند. اما شما هوای پسرخاله را دارید. این مقدمه قضیه بود. چندسال بعد به همان دلایلی که بالا گفتیم یک نفر در همسایگی پسرخاله تان صاحب یک کاسه ماست می شود. تصمیم می گیرد با خاله شما ازدواج کند. رگ غیرت شما دچار تورم می شود. حال طرف را می گیرید. پسرخاله تان بیمه شخص ثالث می شود. همسایه اش بیمه عمر.

نتیجه غیراخلاقی: آدم عاقل توی هر سوراخی انگشت نمی کنه.

بیمه حضرت ابوالفضل: شما مملکت دارید ( یک اشتباهی شده کشور به شما ارث رسیده) وطن را بار کامیون می کنید. می زنید به جاده. بساط پیک نیک و سیخ و سنگ را جور می کنید. از جاده می روید توی فضا. فرمان و ترمز را می کنید از پنجره می اندازید بیرون. حس می کنید هاله دارید. حس خوشایندی است. دنی هفت رنگ می شود. این ماجرا ادامه دارد تا می رسید ته دره. خدایتان بیامرزد.

نتیجه فنی: در صورت استفاده از بیمه نامه حضرت ابوالفضل، از استعمال دخانیات و کندن فرمان خودداری نمایید.

Advertisements

14 نظر برای “چگونگی بیمه کشور از طریق جنگ (2)

  1. بیمه دانا یه سرویس بیمه‌ای داره به نام بیمه مهریه! اون هم برای این کاربرد داره که وقتی کسی بره نیویورک سخنرانی مهر مردمی که قراره بیان تو خیابون پیش‌واز بیمه شده باشه!

  2. کوهیار جان با اینکه خیلی بالابند نوشتی
    ولی همه اش را خوندم.

    نازنینم این بیمه هایی که نام بردی،
    فکر میکنی هنوز تاریخ مصرفشون ادامه دارد!؟

    من که فکر نمیکنم…

  3. راستی یادم رفت بپرسم این نوشته ات چه مئنیی داره؟!

    که برای من نوشتی:

    (اگر به بزرگمهر نگفتم)

    اگر چی رو به «بزرگمهر » نگفتی؟!!!

    اصلن بزرگمهر کی است؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s