یک مشکل فلسفی

زندگی خالی نیست

مهربانی هست

سیب هست

ایمان هست

آری تا شقایق هست

زندگی باید کرد

پ.ن: یک پرسش فلسفی: اگر شقایق هست، چرا زندگی را باید…؟

نتيجه مي‌گيريم كه شقايق نيست، آرزو نيست، حتي اميد هم نيست. زندگي هم خالي است و نبايد كرد.

Advertisements

7 نظر برای “یک مشکل فلسفی

  1. میدانی که در ادبیات ما هر گل شقایق از جای خونی که به زمین ریخته می شود می روید مثل همان نوجوان همدانی که در باره اش نوشتی….برای همینه که تا شقایق هست باید که زندگی کنی و همانگونه با امید به کاری ثمر بخش ولو با احتمال موفقیت کم زندگی را تعریف کنی…
    زنده باشی رفیق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s