در توجيه كوشش براي نجات حتي يك نفر از اعدام

خیلی سخته که بعد از یک روز خسته کننده، بعد از انجام کارهای تکراری همیشگی سری به بالاترین بزنی و ببینی دیگران در مورد تلاش برای نجات یک انسان از اعدام چه نظری دارند. درست مثل یه سطل آب می مونه که بهت پاشیده میشه. (و از آنجايي كه امتياز اين لينك كم هم نيست يقيناً تعداد كساني كه اين گونه مي انديشند كم نيست.) سخته دو هفته تمام به هر دوستي التماس كني كه بنويس و اونم يا سطل آب بهت بپاشه يا قول مساعد بده و بعد چك كني و بيبيني كه سكوت رو ترجيح داده. سخته كه براي دوستان كامنت بگذاري و خواهش كني كه بنويسند و حتي كامنتت رو جواب ندهند. از انجایی كه به نظر مي‌رسه خيلي‌ها اين گونه تلاش رو بي‌فرجام و در بسياري موارد حتي نادرست مي‌دونند، لازم می دونم تا کمی بیشتر توضیح بدم.

قبل از اون چند نمونه از اظهار نظرهارو نقل می کنم:

 

«واقعا فکر می‌کنی فرقی‌ می‌کنه؟

چه فرقی هست بین سیمای حکومتی که برای خلافکاران و کلاهبرداران اعانه جمع می‌کند تا آزاد شوند با وبلاگستان که اعانه جمع می کند تا مجرم و قاتلی آزاد شود.

مخالفت با اعدام جای خود اما آزادی قاتل؟ مخالفت با احکام اشتباه و نادرست پسندیده است اما حمایت از مجرم نمی‌تواند امری صحیح باشد با اینکار مجرمین حریصتر و عرصه را برای خود بازتر خواهند دید.

اعدام بد است اما همسرکشی خوب؟

کاش کمی فکر می‌کردیم!!

واقعا ایران بهشت خلافکاران است.»

دوستی دیگری نوشته:

«در ظلم و خشونتی که خیلی موارد علیه زنان وجود دارد شکی نیست، ولی این خانم‌های فمینیست که در حسن‌نیت اکثر آن‌ها هم شک ندارم رسما در حال تئوریزه کردن قتل و خشونت و مخصوصا شوهرکشی هستند! «
همین طور این کامنت در بالاترین:
«
مسخره ترین احکام قضایی را فکر کنم ج. ا داره. اما متاسفانه به جای اینکه روشنفکران ما بیان به مخالفت با این احکام بپردازند و مردم را آگاه کنند که بابا این احکام ضد انسانی ، ضد عقلانی هستند . میان در واقع هماهنگ با احکام میشند و نتیجه اش این میشه که مجبور میشن که از مجرم حمایت کنند که در واقع انگار از جرم حمایت کرده اند. «

 

1. تلاش برای نجات اکرم مهدوی از اعدام تنها کوشش برای حفظ جان یک آدم نیست. چند روز پيش دوستي مي‌گفت نمي‌دانم چرا اين پست را كه خواندم هيچ ترحمي نسبت به اكرم در وجودم ايجاد نشد. خوب من تصميم ندارم حس ترحم كسي را جلب كنم. اما در پاسخ دوستي كه نوشته با اين كار از يك قاتل حمايت مي‌كنيد و اين كار را صدا و سيما مقايسه كرده و آن ديگر كه نوشته به جاي مخالفت با سيستم قضايي از مجرم و در نتيبجه از جرم حمايت مي‌كنيد.

دوستان عزيز

ما نه از جرم حمايت مي‌كنيم و نه از مجرم. از حق يك انسان حمايت مي‌كنيم براي بودن. حق مسلم و بنيادين حيات. و اگر تلاش مي‌كنيم براي لغو حكم اكرم مهدوي ( ونه تنها اكرم هر محكوم به اعدامي، كه اعدام حق هيچ انساني نيست) به اين دليل است كه جرم را يك آسيب اجتماعي مي‌بينيم و مجرم را نه به اين نام كه بيمار مي‌دانيم. بيماري كه معلول و مقهور علل و ريشه‌هايي‌ست كه او را به سمت ارتكاب ناگزير اين عمل سوق مي‌دهد. يك نگاه كوتاه آماري به زناني كه مرتكب قتل شوهرانشان شده‌اند ( و نيز مرداني كه با همسر خود چنين كرده‌اند) نشانگر ميزان پايين تحصيلات و سطح شعور فرهنگي اين افراد است. اكرم به دليل فقر خانوادگي تنها توانست تا پنجم دبستان تحصيل كند. و قتل يك جرم نيست، قتل هم مثل اعتياد يك آسيب اجتماعي است. از ناديده گرفتن حق حيات يك انسان بدست انسان ديگر، كسي كه قطعاً يا روحش بيمار است و يا ذهنش. و نابساماني‌هاي گسترده هنجاري و حقوقي به اين مسئله بطور جدي دامن مي‌زند. زني كه در 13 سالگي، وقتي كودكي بيش نبود به عقد شوهر اولش درآمد، مردي كه معتاد بود و اكرم از او طلاق گرفت و وقتي بار دوم با سيلي پدر پاي سفره عقد نشست، تنها 19 سال داشت. و دختري نوزده ساله زن مردي شد كه 48 سال از وي و نزديك به 25 سال از پدرش بزرگتر بود. و اين زن هشت سال اين زندگي را تحمل كرد، هشت سال نظام بيمار حقوقي را كه به اين مرد اجازه مي‌داد زن‌هاي ديگر را صيغه كند، تحمل كرد. دوست من تو مي‌داني چرا بايد يك زن 32 ساله يك دندان سالم هم توي دهانش نباشد؟

ما از شوهركشي، همسركشي، و در يك كلام از كشتن حمايت نمي‌كنيم. اعدام هم كشتن يك انسان است. انساني كه هر جرمي هم كه مرتكب شده باشد، حق زندگي دارد. و اگر شوهركشي و ارتكاب قتل ترويج خشونت باشد، اعدام هم قطعاً همين اثر را خواهد گذاشت (كما اينكه نتايج تحقيق پوزيتيويست‌هاي كانادايي در بي‌اثر بودن تاثيرات لغو اعدام در جلوگيري از ارتكاب جرم بر اثر مثبت آن در كاهش خشونت هم صحه گذاشت) گرفتن جان يعني محروم ساختن يك فرد از تمامي حقوقش، از تمامي آنچه حقوق مدني، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ناميده شده. و اگر ما نمي‌دانستيم و انساني ديگري را از اين حق محروم كرد، چه دردناك است حال كه مي‌دانيم و سكوت مي‌كنيم. مي‌دانيم و مجرم را لايق حكمش مي‌خوانيم.

2. و اما در پاسخ به انتقاد وارده در خصوص وظيفه روشنفكران در آگاه‌سازي افكار عمومي و نادرستي همراهي با سيستم نادرست قضايي و جمع‌آوري اعانه براي نجات يك قاتل.

ايران سال گذشته در حالي رتبه دوم اعدام در جهان را پس از چين به خود اختصاص داد كه جمعيتي در حدود يك هيجدهم چين را داراست. آن هم تنها با حدود 80 مورد اختلاف. در سال 2007 سيصد و هفده نفر در ايران بطور قانوني به قتل رسيدند. يعني اعدام شدند.(مقايسه كنيد با 179 مورد در سال 2006) و ما اگر امكانش را داشتيم براي همه‌شان اعانه جمع مي‌كرديم. (چرايش را خواهم گفت) و نداشتيم اين امكان را. چرا كه پرونده يا شاكي خصوصي نداشت، مثل اعدام‌هاي مربوط به طرح امنيت اجتماعي، مواد مخدر و همين طور اعدام‌هاي افراد در كردستان، بلوچستان و خوزستان و يا شخص دادستان در اعدام فرد نقش اصلي را ايفا مي‌كرد. و در باقي موارد شاكي خصوصي حاضر به گذشت نبود. ما تنها توانستيم بيانيه بنويسيم، امضا جمع كنيم و از نظام قضايي درخواست كنيم كه اجراي اين گونه احكام را متوقف كند. اگر دستمان مي‌رسيد براي همه‌شان مي‌رفتيم، بحث مي‌كرديم با خانواده شكات صحبت مي‌كرديم، با قاضيان پرونده و قضات ديوان عالي و اگر دستمان مي‌رسيد با شخص هاشمي شاهرودي. ما اين همه در توانمان نبود اگر بود دريغ نمي‌كرديم همان طور كه عماد باقي چنين مي‌كرد.

در كشورهايي كه حقوق شهروندي از اولويت‌هاي اساسي محسوب‌ مي‌شود نه تنها براي وجود يك انسان كه براي يك حيوان (حتي اگر خانگي و دست‌آموز هم نباشد) ارزش قائل مي‌شوند. حداقلي از رفاه و تامين آسايش و امنيت پيش شرط مهمي براي زندگي در اينچنين جامعه‌اي است و واي به روزي كه موسسه‌اي دست به آزار حيوانات بزند. و اما ما اينجا حقوق حيوانات و انجمن دفاع از حقوق ايشان از ان جي اوهاي لوكسمان محسوب مي‌شود و رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان كه موسس انجمن پاسداران حق حيات هم هست سال پيش به دليل همين تلاش‌ها و نوشته‌هايش به زندان رفت و همين هفته با اتمام مرخصي استعلاجي‌اش بايد دوباره خودش را به زندان معرفي كند. و ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه انسان بودن ارزش و حقوق تثبيت‌شده‌اي ندارد. دفاع از انسانيت و تلاش در اين عرصه جرم محسوب مي‌شود. و ما اگر اعانه جمع مي‌شود، فقدان ديد كلان و تلاش براي آگاه‌سازي افكار عمومي نيست. تلاش براي نجات جان يك انسان است. از معدود جان‌هايي كه اراده‌ي امثال من و تو در سرنوشتش و نجاتش از چوبه‌ي دار بطور مستقيم دخيل است. در مورد تلاش براي نوشتن در مورد اعدام، حق حيات، سيستم نابسامان قضايي و ايجاد فرهنگ و بستر مناسب هم چشم. تا بشود مي‌نويسيم اما تا آن موقع و ضمن اين بسترسازي چه؟ بگذاريم آمار اعدام هر سال دوبرابر شود؟ فكرش را بكن اين مادر اگر اعدام شود دختر 17 ساله چه سرنوشتي پيدا خواهد كرد؟آن هم در دامان خانواده‌اي كه خود در افتادن اين زن در چنين ورطه‌اي نقش داشته‌اند. چه بسا او هم چون مادر ناخواسته چنين سرنوشتي پيدا كند و آن گاه مرد ديگري و زن ديگري هم از حق حيات محروم خواهد شد.

پ.ن: براي كمكي هرچند كوچك به اينجا مراجعه كنيد. در ايران شماره حساب سيبا و براي دوستان خارج از كشور حساب پيپال(Pay Pal) هست.

For more information on Akram Mahdavi’s case, as well as to donate to her fund via PayPal and other forms of on-line payment, please visit:  http://SaveAkramen.blogspot.com or http://SaveAkram.blogspot.com (farsi)

Thank you, and may you always love and be loved. 

 Link:  http://savedelara.com/Akram+Donate.html

Advertisements

13 نظر برای “در توجيه كوشش براي نجات حتي يك نفر از اعدام

  1. سلام دوست عزيز
    در اينكه داراي دستگاه قضاييه فاسد ي هستيم هيچ شكي نسيت ولي اين فرضيه كه اعدام حق هيچ انساني نيست هم يك فرض باطله!هر انساني قبل از هر كاري به عواقب اون كار فكر مينكه و بي شك مجازات عين جرم يك عمل باز دارنده مناسبه .
    گفته بودي از حق بودن يك انسان حمابت ميكني اما چرا از كسي كه حق بودن كسي رو زير پا گذاشته ؟ اينم گفتي كه مجرم مثل معتاد يك بيماره.شايد مجرمان زيادي رو پيدا كني كه بيمار باشن ولي اين در مورد همشون درست نيست و اگه فرض كنيم كه درست باشه به جاي زندان بايد بيمارستان بسازيم و قاتل پنج نفر ادم رو توش بستري كنيم و ازش قل بگيريم كه ديگه ادم نكشه!
    يه جاي ديگه هم گفتي كه «بيماري كه معلول و مقهور علل و ريشه‌هايي‌ست كه او را به سمت ارتكاب ناگزير اين عمل سوق مي‌ده» دوست عزيز من هيچ كسي ناگزير بودن اين خانوم رو تاييد نميكنه و فقط اين يك بازي با كلمات براي ساختن يك جمله زيباست.
    من هم با موج فراينده اعداماي ج.ا بسيار مخالفم اما از حق هم نبايد گذشت و به اعدام به چشم يك عمل غير انساني در مورد قتل عمد نگاه نكرد.

  2. رفیق عابد توانچه در دادگاهی بی حضور وکیل و عدم زمان کافی برای ارائه ی دفاعیه به هشت ماه حبس تعزیری محکوم گردید .
    زندان ! پاسخ اندیشه ی رفیق عابد توانچه نیست !
    برای دربند نشدن او حمایت کنید و با ارسال ای میل و درج لوگو در سایت خود همراه حامیان او شوید . تا آزادی ! تا برابری … تا لغو حکم حبس رفیق عابد توانچه !
    http://sostavanche.blogfa.com
    sostavanche@gmail.com
    sostavancheh@gmail.com
    tavancheh.sos@gmail.com

  3. سلام.
    از نوشته ت و توضیحی که دادی ممنونم. ولی یه نکته ی خیلی مهم به ذهنم می رسه که دوست دارم بگم.
    به نظرم پیش فرضی که پشت «کوشش برای نجات حتی یک نفر از اعدام» داشتی، هم خوانی درستی با جامعه ی ما و تربیت مردم ما نداره. به عبارت دیگه تو اعتقاد داری که «اعدام غلط است» و داری فرض می کنی که اکثریت مردم ایران (با نمونه ی آماری که از اهالی وبلاگستان داریم) با نظر تو کاملن موافق باشند. ولی همون طور که خودت داری می بینی این طور نیست!
    همون طور که می دونی بحث اعدام هنوز هم تو خیلی از کشورهای دنیا کاملن بسته نشده. درسته که تو چند تا کشور بساط اعدام رو جمع کرده ند، ولی خیلی از کشورها هنوز دارند روش بحث می کنند و هنوز هم حکم اعدام رو انجام میدن. حالا با این اوصاف و عقب ماندگی واضح کشور ما از بحث های روز حقوق بشر، طبیعیه که مردم ما حتی به صورت مساله به عنوان یک امر عجیب و غیرقابل قبول نگاه کنند!
    به نظر من این جور حرکت ها بدون آموزش و تغییر دیدگاه تدریجی مردم امکان نداره پیروز بشه. باید به طور جدی یه سری بحث های وبلاگی روی این قضیه راه بیفته و همه نظرات خودشون رو بگن. این طوری مردم وبلاگستان حداقل یک بار به طور جدی روی مساله فکر می کنند و وقتی که همچین حرکت هایی شروع میشه با اطمینان بیش تری موافقت یا مخالفت می کنند.
    به نظرم با نوشتن چیزهایی مثل همین پست و به بحث گذاشتن و پیگیری جدی این موضوع موافقان بیش تری با این حرکت پیدا خواهد شد.
    در پایان برات آرزوی موفقیت می کنم.

  4. خوب شاید یه جور کنار گود نشستن و قضاوت کردن باشه، اما بر حسب تجربه می گم که کسی که حرف متفاوتی می زنه باید خودش رو برای نظرات مخالف آماده کنه.
    شما از تاثیر گذاری وبلاگتون به نفع یک زن یا کلی تر بگیم به نفع صلح استفاده می کنید. از نظر شما اون زن لایق آزادیه اما از نظر خیلی ها نیست.
    شاید بهتر بود از صحت خود مساله استفاده می کردید یا اون رو پیش از مطرح کردن می پختید. به هر حال خیلی از آدم ها هستند که تحت تاثیر ما و نوشته هامون قرار نمی گیرند و هر چیزی را با دلیل و مدرک و توجیه می خوان بپذیرند. و قتل یک آدم در نظر عموم توجیه پذیر نیست.
    موفق باشید.

  5. خوندم، خوب بود، خيلي بهتر از حرف زدن خودت، فكر مي كنم اگه هميشه به جاي حرف زدن بنويسي مخاطبت رو بيشتر قانع مي كني:)
    به هر حال فكر مي كنم توضيحاتت كامل بود و در هيچ موردي شبهه اي باقي نمي گذاشت، البته براي كساني كه قبول دارند هر انساني حق حيات دارد و مي پذيرند كه هر جرمي مي تواند حاصل از يك آسيب اجتماعي باشد.

  6. اعدام حقه. درسته باید ریشه ای عمل کرد ولی این دلیل نمیشه یه نفر به خودش اجازه بده جون دیگران رو بگیره اونوقت ما بگیم اخی نازی چرا کشتی؟ دیگه نکش. اعدامت نمیکنیم چون کار زشتیه.
    بابا بی خیال این لوث بازی های غربی هارو بذارین کنار.
    شاید این خانوم بیگناه باشه ولی صدها نفر دیگه هستند که گناهکارند.
    فکر نکنی من مذهبی ام این ها رو میگم من بزرگترین دشمن دین ادیان و بویژه اسلام هستم.

  7. اول یه نظر بدم و بعد ببینم بقیه چی نوشته اند. ارتکاب جرم را دادگاه صالح باید تشخیص بده. شما نمی تونید حکم صادر کنید که «قتل يك جرم نيست». قتل میتونه جرم باشه یا نباشه. تو همین اروپایی که من زندگی میکنم، خیلی ها به جرم قتل، زندانی میشوند ( عده ای هم به مجتمع های رواندرمانی فرستاده میشوند که باز هم به یک معنی، آزادیشان برای مدتی گرفته میشود). من هم مخالف اعدام هستم و سپاسگزارم از تلاش شما در تبلیغ بر علیه اعدام. حالا بدبختانه بعضی ها میبینند که اگه دیه داده بشه، «مجرم/ غیرمجرم» آزاد میشه و این با اصول حفظ اجتماع و اصول اخلاقی شون که میگه «هر جرمی باید به تناسبش، مجازاتی داشته باشد» /که کاملن منطقی ست/ جور درنمیاد و به همین خاطر ترجیح میدند طرف بمیره تا آزاد بشه!!! خوب دیگه، آدم روانی یا کم فکر که کم نداریم. من خودم هم از حدودای 20 و خورده ای! سال پیش مخالف اعدام شدم. زنده باشید!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s