داستان تنهایی آن مرد

امشب تنهایی را بگذار

مثل همیشه بماند

این قصه را شنیده ای؟

سال ها پیش

پیش از فرو ریختن آن دیوار

در کشور شرقی مردی پیش دکتر رفت. مرد غمین و گرفته می نمود. پزشک مشکلش را افسردگی شدید تشخیص داد. به وی گفت: باید شادتر زندگی کنید. بیشتر بخندید. از کار و فعالیتتان کم کنید. گریمالدی دلقک برنامه جالب و خنده داری دارد. پیشنهاد می‌کنم به دیدن برنامه وی بروید تا حالتان کمی بهتر شود.

نگاه خسته ام را به دکتر دوختم و گفتم: آقای دکتر، من خود گریمالدی هستم.

Advertisements

20 نظر برای “داستان تنهایی آن مرد

  1. بازتاب: گيس گلابتون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s