لحظات، این لحظات، این سماجت گذرنده…

54ka_my_other_faceبه یاد آر تنهایی آینه را.. به یاد آر. قانون غبارهای آینه را، نشانه‌های همیشه، همیشه‌های کدر.

همیشه‌های پر از بهانه. بهانه‌هایی برای پرواز دوباره و تکرار تجربه‌ی زمین. زمین سرد. و این خاطرات لرزان قانون همیشه‌هاست. مثال برودت نانوشتگی زمان.

لحظات، این لحظات، این سماجت گذرنده، تو گویی ما مانده‌ایم و دلخوشی گذار و این زمان، زمان بردبار از کنارمان می گذرد. و چه اندیشه‌ی محالی خیال رفتن به پیش است. که پیش روی سکون است و اطراف است که پس می‌رود. زمان خودش را به ورطه‌ی گذار می‌اندازد، به سرداب متعفن خاطرات.

خدای را در گوش آدمی زمزمه بود، در روشنای پیش از هبوط. همان شب که صبحدمش  زمین سقوط را برای آدمی معنا کرد. پوسته‌ی حقیقت که شکافت، عبودیت زاده شد. کلام از شدت وجود بالغ شد و ذهن به هضم تلخی وسواس تنبیه.

Advertisements

5 نظر برای “لحظات، این لحظات، این سماجت گذرنده…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s