همیشه خراشی هست روی صورت احساس

 

نگاه تو یخ بسته

و هنوز درد، معمار جدایی‌هاست

تمام شد

عاقبت غیاب در تو جوانه زد

لرزیده‌ام، کنار تمام پیوندهای گسسته

نگاه کن

رقص برگ‌ها با باد تمام خواهد شد

ببین

سقوط کرده‌ام

Advertisements

7 نظر برای “همیشه خراشی هست روی صورت احساس

  1. من درد بوده ام،
    همه من درد بوده ام.
    گفتی پوست واره یی استوار به دردی،
    چونان طبل
    خالی و فریادگر
    -درون مرا که خراشید تام… تام از درد بینبارد؟-
    و هر اندام ام از شکنجه ی فسفرینِ درد مشخص بود
    در تمامت بیداری خویش هر نماد و نمود را
    با احساس عمیق درد دریافتم…
    عشق آمد و دردم از جان گریخت….
    خود در آن دم که به خواب می رفتم،
    آغاز از پایان آغاز شد.
    تقدیر من است این همه، یا سرنوشت توست… یا لعنتی است جاوانه؟!
    که این فروکش درد خود انگیزه ی دردی دیگر بود….
    که هنگامی به آزادی عشق اعتراف می کردی
    که جنازه ی محبوس را از زندان می بردند….
    از کجا آمده ای
    ای که می باید اکنونت را
    این چنین
    به دردی تاریک کننده
    غرقه کنی!
    از کجا آمده ای؟
    و ملال در من جمع می آید
    و کینه یی دم افزون به شمار حلقه های زنجیرم…
    چون آب ها….
    راکد و تیره….
    که درماندابی…!

  2. ما همه وبلاگ نویسان و همه فعالين حقوق بشر و سازمانهاي حقوق بشر را به پیوستن به این کمپين و به اقدام فوری برای توقف مجازات اعدام در ایران به طور کلی و توقف مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی, آرش رحمانی پور؛ رضا خادمی, حامد روحي نژاد و ناصرعبدالحسینی به طور اخص فرا می‌خوانیم . .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s