حقوق بشر، اخلاق خبری و یک دردسر همیشگی

پست قبلی وبلاگ را خوانده‌اید؟ عنوان پست هست حق حیات استثنا بردار نیست. یک یادداشت وبلاگی‌ست که در پی اعدام دو زندانی سیاسی از منظر فلسفه حقوق و حقوق انسانی نوشته شده.(این یادداشت حتی پی‌نوشت هم دارد ) با تمام مشکلاتی که میشه براش متصور شد کلی وسواس به خرج دادم تا برداشت سیاسی نشه از متن. که مطلبی که می‌خواستم بیان کنم عدم استثنا‌ء در اعطای حقوق بنیادین به خانواده‌ی انسانی بود. چند روز پس از انتشار این پست دوستی پیغام داد که مطلبت با تیتر: نامه‌ی کوهیار گودرزی در وداع با زندانی سیاسی،‌علی صارمی در وب‌سایت سازمان مجاهدین خلق منتشر شده. وا اسفا، چک کردم دیدم با کمال تاسف درسته، تیتر تحریف شده و مطلب همان است، در همان سایت کذایی، و بیشتر که جستجو کردم دیدم در سایتی دیگر گویا متعلق به همین گروه هم منتشر شده، با مان تیتر و این اضافه: و محکوم نمودن اقدام رژیم جنایت‌کار فلان. تلاش برای حذف مطالب هم از نظر من فایده‌ای نداشت. چرا که مطلب با این تیترها در بسیاری جاها لینک و منتشر شده بود.

این حکایت جدیدی نیست، متاسفانه جریان مورد نظر به هیچ گونه اخلاق خبری پایبند نیست، سوء افتاده و تحریف مطالب، انتساب کلیه افراد و جریان‌ها به خود و نیز دستکاری در بنیان واقعیت تنها بخشی از ماهیت جدایی‌ناپذیر این  پوسته‌ی خشکیده‌ی ایدئولوژیک است. این را آن‌ها که باید می‌دانند و آن‌ها که قبول ندارند عینک ایدئولوژی را برنداشته‌اند. مشکل سوی دیگر است. جایی که دستگاه امنیتی از هر گونه دستاویزی برای پرونده‌سازی و ضربه زدن به فعالان سیاسی و مدنی سود می‌جوید. نمونه‌اش را کم نداریم؛ مجید دری، 6 سال حبس در تبعید و هم‌اکنون پس از بیست ماه در بهبهان است، ضیا نبوی 10 سال تبعید و حالا او هم پس از 21 ماه در کارون اهواز زندانی است. شیوا 6 سال داشت و تجدید نظرش شد 4 سال، تبعید به رجایی‌شهر کرج و حالا ساکش را بسته و کلی کتاب خریده. من هم باید مدیون شانس باشم که بعد از یک سال می‌تونم دستامو بکنم تو جیب پالتوم و زیر بارون راه برم. دردیست که عمری سودای حقوق بشر و فعالیت دانشجویی داشته باشی و آن گاه محارب‌ات بخوانند. من این را خوب می‌فهمم. بازجو و اتهام هر چهارتامان یکی بود.

پ.ن: این را باید حتماً می‌نوشتم، همان روزها، هزار گرفتاری نگذاشت، پس از اعدام دو نفر دیگر از 350 در فیس‌بوک نوشتم ما نشستیم و تماشا کردیم، حقیقتی‌ بود، کم گذاشتیم از حقوق بشر. خواستم بگویم گاهی که می‌خواهیم تماشاگر نباشیم رفتار‌های اینچنینی بس آزار‌دهنده می‌نماید.

پ.ن.2: باید بنویسم، حرف را باید زد، درد را باید گفت، حرف زیاده، درد از اون هم بیشتره، خودسانسوری نمی‌کنم، وقت کم میارم.

Advertisements

6 نظر برای “حقوق بشر، اخلاق خبری و یک دردسر همیشگی

  1. خیلی متاسفم. واقعا جالبه که بعضی گروه ها برای اثبات به زور خودشون مثل بعضی حکومت ها که اقدام به نام دزدی و شهید دزدی می کنن، اقدام به مطلب دزدی می کنن. بعد خیلی جالبه که این گروه ها و اون حکومت ها مثلا می خوان سر به تن اون یکی نباشه !

  2. وقتی که رسانه آزاد وجود خارجی نداشته باشد و خبرنگاران زندانی باشند ، عده ای از ولع مردم نسبت به خبر های ساختار شکن استفاده میکنند و دانسته یا ندانسته به حقیقت کلام افراد خدشه وارد میکنند .
    این بداخلاقی هابرای من حتی از رفتار حکومت با صداهای مخالف هم آزار دهنده تر است.
    به امید آزایِ ذهن های دَگم.

  3. جریان مورد نظر خود را نماینده مردم ایران می‌داند؛ تلویزیونش را صدا و سیمای ملی ایران معرفی می‌کند؛ اخبار و مطالب را به نفع خود منتشر می‌کند و هر جا که بتواند بدون اجازه تبلیغ می‌کند. مطالبی با مضمون خشونت در صفحات دیگران در فیسبوک می‌گذارد و اندکی نمی‌اندیشد یک لینک از آنان در یک صفحه دانشجویی به حبس طولانی مدت و حتا اعدام فردی بی‌گناه می‌انجامد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s