اینجا درست روز وسط بهار است

190414_521378597926585_1576936216_n

تولد اتفاق عجیبیه٬ چیزی شبیه احساس کردن٬ احساس شدن٬ بین بودن و نادیده گرفته شدن٬ تولد باید چیز معناداری باشه٬ نه قدر واقعیت اطراف ما شایدم تهی به قدر واقعیت درونی بعضی روزای ما٬ واقعیت باید دیده بشه٬ احساس بشه٬ و تولد آدم باید بوسیله موجودیت خودش معنادار بشه٬

زندگی انتخاب سختی باید باشد٬ پروست و چند نفر دیگر هم نظرشان گویا همین بوده٬ تولد اگر برای ‌زندگی باشد اتفاق خوشایندی‌ست٬ وزن بودنت را اگر حس کرده باشی٬ از حالت سنگ چیزی فهمیده باشی٬ از قانون زمین٬ از چیزی بودن٬ از خودت بودن٬ پنج شش سالی هست فکرم می‌کنم چقدر به خودم نزدیک‌ترم؟

مادرم همیشه می‌گفت تولدت درست هفته بعد از شکفتن گل‌های اقاقیاست٬ مادرم عاشق گل‌هاست٬ اینجا اقاقیا ندارد٬ اما آن‌جا بایستی یک دسته توی گلدان روز میزش باشد٬ این‌جا درست روز وسط بهار است.

پ.ن: روز رفتن شیوا٬ عکس را شهروز گرفته

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s