در جستجوی دیسیپلین از دست رفته

Tar007

داشتم سقوط می‌کردم، ثانیه‌هایی پیش از نوشتن همین سطر اول، تا یادم آمد که فکرم پریده، تنفـــسِ عمیـــــــقِ شکمی،‌ و بعد برگشتن به همان جایی که باید می‌رفتم. (برمی‌گشتم؟)

کاکوبند داشت می‌خواند. این گروه تازه‌کشفِ‌ مدیون به او. موسیقی متن سقوطم بود. چیزی شبیه یک گذار ناگهانی، می‌رفتم و می‌آمدم. از نفس‌ام به مثابه لنگری استفاده می‌کردم برای ماندن در زمانِ‌ حال. بعدش کندن رخت‌ها، دیگر همه‌ش تمرکز،‌ همه‌ش آبتنی کردن در حوضچه‌ی اکنون. موسیقی‌اش این بود،‌ زبان حال گنگی خواب دیده، درهم و برهم،‌ مثل هذیان دمِ‌ مرگ.

رهایش کردم،‌ نفس را و برگشتم. مدیتیشن خوبی‌اش همین است، تمرین لنگر انداختن است و رها کردن، نفس و گذشته. نفسی کشیدم و یادم آمد به جوابی که پی می‌خواهی چه کاره شوی داده بودم؛ «نمی‌دانم،‌ ولی می‌خواهم در بیست سالگی دنیا را عوض کنم.» هفت یا هشت سالم بود و اولین باری بود که جای ستاره‌شناس و فیزیک‌دان و استاد دانشگاه این جواب را داده بودم. ستاره‌شناس اولین پاسخ خودم بود،‌ یک بار در خنکای شبِ یک شهر کویری،‌ در میانه‌ی تابستان. زیرا اختلاف درجه حرارت روز و شب در ناحیه‌ی گرم و خشک زیاد است. یکی از شب‌هایی بود که رخت‌خواب را توی حیات می‌انداختیم. شب بود و آسمان کویر، من و مادرم مشغول تماشا. پنج سالم بود، پیش مادرم می‌خوابیدم.

استاد دانشگاه اما می‌خواهم چه کاره‌ شویِ مادرم بود. استاد دانشگاهی که با اتوبوس می‌رود سر کار و برمی‌گردد. اول دکترا و بعد تدریس در دانشگاه و استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی. مادرم درس خواندن را دوست داشت و در اوج استعداد از ادامه تحصیل مانده بود که کار کند و جای پدربزرگ بی‌مسئولیت خرج خواهر و خانواده بدهد. گاهی از اتوبوس استفاده می‌کنم، ولی دکترا نگرفتم، ورسیون مورد علاقه‌ی مادرم نشدم.

نفس را کشیدم توی ریه‌ها و شکم و پیش از آن که رهایش کنم مردی تفنگ بدست پرسیده بود: این همان است که می‌خواهی؟ مقابل درخت تنومندی ایستاده بودم، در حالِ تحملِ سبکیِ تحمل‌ناپذیرِ هستی، در حالِ مدامِ روی لبه بودن، خط باریک مابین امید و هیچ.

مرد دوباره پرسید: همین را می‌خواهی؟ نفسم را رها کردم، برگشتم و بار دیگر گفتم: نه.

 

 

Advertisements

1 نظر برای “در جستجوی دیسیپلین از دست رفته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s