براي تو

می 4, 2008

پلك‌هايم كه بهم مي‌رسند

نگاهت مي كنم

تمام لحظه هاي پس از تو مي دانند

كه من دليلم را يافته ام

براي بودن مگر

براي تحمل فردا چقدر دليل هست؟

نگاهم به چشمهايت تكيه مي كند…

ملاخورش كرد

آوریل 23, 2008

رفته بوديم اتاق دوستان تلپ تشريف داشتيم و هوس ملت گرفت و هندز فري چپاندند به موال كه فوتبال گوش كنيم، بارسا و منچستر. بماند كه ايده زده بودند كه وسطش هم سپاهان و الاتحاد باشه. اواخر نيمه اول گزارشگر عزيز شبكه ورزش فرمودند و حالا يك دريبل سر پا، بله اين دريبل صد هزار تومان مي‌ارزيد ما كف‌قل گرفتيم كه اين نرخ رو از كجا آورد ( اگر دقت كنيد سريع از يورو به تومان هم تبديل كرده)

دوستان تعريف نمودند كه آقاي كوتي، گزارشگر شبكه دو نيز سال‌ها پيش حين گزارش يك بازي فرموده: توپ رو ملاخورش كرد! و يك مدتي هم بعدش ممنوع‌التصوير و صدا شده.

همين دوست در ادامه يادش آمد كه يك گزارش ديگه زماني كه بازيكني خطا كرده و بازيكن ديگه رو مصدوم كرده تاكيد كرده: زد خيارش كرد!

پ.ن: به مناسب سال نوآوري و شكوفايي ملي

تقديم به آحاد ملت عزيز

پ.ن.2: اون دوست ما گفته بود كوتي ملاخور كرده، وحيد عزيز تذكر داده كه  «مجید وارث»  بوده. و از بالاترين هم ريفرنس آورده. تكميلي از بالا: “اواخر دهه 60 (خورشیدی)، یک بار وسط بازی توپ رو شوت میکنند وسط تماشاچیها و تماشاچیها توپ رو برنمیگردونن تو زمین، گزارشگر بازی میگه: “بله، حالا تماشاچیها توپ رو ملّاخور می کنن.”  ببينيد: سوتی های گزارشگران ورزشی صدا و سیما!

خیلی سخته که بعد از یک روز خسته کننده، بعد از انجام کارهای تکراری همیشگی سری به بالاترین بزنی و ببینی دیگران در مورد تلاش برای نجات یک انسان از اعدام چه نظری دارند. درست مثل یه سطل آب می مونه که بهت پاشیده میشه. (و از آنجايي كه امتياز اين لينك كم هم نيست يقيناً تعداد كساني كه اين گونه مي انديشند كم نيست.) سخته دو هفته تمام به هر دوستي التماس كني كه بنويس و اونم يا سطل آب بهت بپاشه يا قول مساعد بده و بعد چك كني و بيبيني كه سكوت رو ترجيح داده. سخته كه براي دوستان كامنت بگذاري و خواهش كني كه بنويسند و حتي كامنتت رو جواب ندهند. از انجایی كه به نظر مي‌رسه خيلي‌ها اين گونه تلاش رو بي‌فرجام و در بسياري موارد حتي نادرست مي‌دونند، لازم می دونم تا کمی بیشتر توضیح بدم.

قبل از اون چند نمونه از اظهار نظرهارو نقل می کنم:

 

“واقعا فکر می‌کنی فرقی‌ می‌کنه؟

چه فرقی هست بین سیمای حکومتی که برای خلافکاران و کلاهبرداران اعانه جمع می‌کند تا آزاد شوند با وبلاگستان که اعانه جمع می کند تا مجرم و قاتلی آزاد شود.

مخالفت با اعدام جای خود اما آزادی قاتل؟ مخالفت با احکام اشتباه و نادرست پسندیده است اما حمایت از مجرم نمی‌تواند امری صحیح باشد با اینکار مجرمین حریصتر و عرصه را برای خود بازتر خواهند دید.

اعدام بد است اما همسرکشی خوب؟

کاش کمی فکر می‌کردیم!!

واقعا ایران بهشت خلافکاران است.”

دوستی دیگری نوشته:

“در ظلم و خشونتی که خیلی موارد علیه زنان وجود دارد شکی نیست، ولی این خانم‌های فمینیست که در حسن‌نیت اکثر آن‌ها هم شک ندارم رسما در حال تئوریزه کردن قتل و خشونت و مخصوصا شوهرکشی هستند! “
همین طور این کامنت در بالاترین:
مسخره ترین احکام قضایی را فکر کنم ج. ا داره. اما متاسفانه به جای اینکه روشنفکران ما بیان به مخالفت با این احکام بپردازند و مردم را آگاه کنند که بابا این احکام ضد انسانی ، ضد عقلانی هستند . میان در واقع هماهنگ با احکام میشند و نتیجه اش این میشه که مجبور میشن که از مجرم حمایت کنند که در واقع انگار از جرم حمایت کرده اند. “

 

1. تلاش برای نجات اکرم مهدوی از اعدام تنها کوشش برای حفظ جان یک آدم نیست. چند روز پيش دوستي مي‌گفت نمي‌دانم چرا اين پست را كه خواندم هيچ ترحمي نسبت به اكرم در وجودم ايجاد نشد. خوب من تصميم ندارم حس ترحم كسي را جلب كنم. اما در پاسخ دوستي كه نوشته با اين كار از يك قاتل حمايت مي‌كنيد و اين كار را صدا و سيما مقايسه كرده و آن ديگر كه نوشته به جاي مخالفت با سيستم قضايي از مجرم و در نتيبجه از جرم حمايت مي‌كنيد.

دوستان عزيز

ما نه از جرم حمايت مي‌كنيم و نه از مجرم. از حق يك انسان حمايت مي‌كنيم براي بودن. حق مسلم و بنيادين حيات. و اگر تلاش مي‌كنيم براي لغو حكم اكرم مهدوي ( ونه تنها اكرم هر محكوم به اعدامي، كه اعدام حق هيچ انساني نيست) به اين دليل است كه جرم را يك آسيب اجتماعي مي‌بينيم و مجرم را نه به اين نام كه بيمار مي‌دانيم. بيماري كه معلول و مقهور علل و ريشه‌هايي‌ست كه او را به سمت ارتكاب ناگزير اين عمل سوق مي‌دهد. يك نگاه كوتاه آماري به زناني كه مرتكب قتل شوهرانشان شده‌اند ( و نيز مرداني كه با همسر خود چنين كرده‌اند) نشانگر ميزان پايين تحصيلات و سطح شعور فرهنگي اين افراد است. اكرم به دليل فقر خانوادگي تنها توانست تا پنجم دبستان تحصيل كند. و قتل يك جرم نيست، قتل هم مثل اعتياد يك آسيب اجتماعي است. از ناديده گرفتن حق حيات يك انسان بدست انسان ديگر، كسي كه قطعاً يا روحش بيمار است و يا ذهنش. و نابساماني‌هاي گسترده هنجاري و حقوقي به اين مسئله بطور جدي دامن مي‌زند. زني كه در 13 سالگي، وقتي كودكي بيش نبود به عقد شوهر اولش درآمد، مردي كه معتاد بود و اكرم از او طلاق گرفت و وقتي بار دوم با سيلي پدر پاي سفره عقد نشست، تنها 19 سال داشت. و دختري نوزده ساله زن مردي شد كه 48 سال از وي و نزديك به 25 سال از پدرش بزرگتر بود. و اين زن هشت سال اين زندگي را تحمل كرد، هشت سال نظام بيمار حقوقي را كه به اين مرد اجازه مي‌داد زن‌هاي ديگر را صيغه كند، تحمل كرد. دوست من تو مي‌داني چرا بايد يك زن 32 ساله يك دندان سالم هم توي دهانش نباشد؟

ما از شوهركشي، همسركشي، و در يك كلام از كشتن حمايت نمي‌كنيم. اعدام هم كشتن يك انسان است. انساني كه هر جرمي هم كه مرتكب شده باشد، حق زندگي دارد. و اگر شوهركشي و ارتكاب قتل ترويج خشونت باشد، اعدام هم قطعاً همين اثر را خواهد گذاشت (كما اينكه نتايج تحقيق پوزيتيويست‌هاي كانادايي در بي‌اثر بودن تاثيرات لغو اعدام در جلوگيري از ارتكاب جرم بر اثر مثبت آن در كاهش خشونت هم صحه گذاشت) گرفتن جان يعني محروم ساختن يك فرد از تمامي حقوقش، از تمامي آنچه حقوق مدني، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ناميده شده. و اگر ما نمي‌دانستيم و انساني ديگري را از اين حق محروم كرد، چه دردناك است حال كه مي‌دانيم و سكوت مي‌كنيم. مي‌دانيم و مجرم را لايق حكمش مي‌خوانيم.

2. و اما در پاسخ به انتقاد وارده در خصوص وظيفه روشنفكران در آگاه‌سازي افكار عمومي و نادرستي همراهي با سيستم نادرست قضايي و جمع‌آوري اعانه براي نجات يك قاتل.

ايران سال گذشته در حالي رتبه دوم اعدام در جهان را پس از چين به خود اختصاص داد كه جمعيتي در حدود يك هيجدهم چين را داراست. آن هم تنها با حدود 80 مورد اختلاف. در سال 2007 سيصد و هفده نفر در ايران بطور قانوني به قتل رسيدند. يعني اعدام شدند.(مقايسه كنيد با 179 مورد در سال 2006) و ما اگر امكانش را داشتيم براي همه‌شان اعانه جمع مي‌كرديم. (چرايش را خواهم گفت) و نداشتيم اين امكان را. چرا كه پرونده يا شاكي خصوصي نداشت، مثل اعدام‌هاي مربوط به طرح امنيت اجتماعي، مواد مخدر و همين طور اعدام‌هاي افراد در كردستان، بلوچستان و خوزستان و يا شخص دادستان در اعدام فرد نقش اصلي را ايفا مي‌كرد. و در باقي موارد شاكي خصوصي حاضر به گذشت نبود. ما تنها توانستيم بيانيه بنويسيم، امضا جمع كنيم و از نظام قضايي درخواست كنيم كه اجراي اين گونه احكام را متوقف كند. اگر دستمان مي‌رسيد براي همه‌شان مي‌رفتيم، بحث مي‌كرديم با خانواده شكات صحبت مي‌كرديم، با قاضيان پرونده و قضات ديوان عالي و اگر دستمان مي‌رسيد با شخص هاشمي شاهرودي. ما اين همه در توانمان نبود اگر بود دريغ نمي‌كرديم همان طور كه عماد باقي چنين مي‌كرد.

در كشورهايي كه حقوق شهروندي از اولويت‌هاي اساسي محسوب‌ مي‌شود نه تنها براي وجود يك انسان كه براي يك حيوان (حتي اگر خانگي و دست‌آموز هم نباشد) ارزش قائل مي‌شوند. حداقلي از رفاه و تامين آسايش و امنيت پيش شرط مهمي براي زندگي در اينچنين جامعه‌اي است و واي به روزي كه موسسه‌اي دست به آزار حيوانات بزند. و اما ما اينجا حقوق حيوانات و انجمن دفاع از حقوق ايشان از ان جي اوهاي لوكسمان محسوب مي‌شود و رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان كه موسس انجمن پاسداران حق حيات هم هست سال پيش به دليل همين تلاش‌ها و نوشته‌هايش به زندان رفت و همين هفته با اتمام مرخصي استعلاجي‌اش بايد دوباره خودش را به زندان معرفي كند. و ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه انسان بودن ارزش و حقوق تثبيت‌شده‌اي ندارد. دفاع از انسانيت و تلاش در اين عرصه جرم محسوب مي‌شود. و ما اگر اعانه جمع مي‌شود، فقدان ديد كلان و تلاش براي آگاه‌سازي افكار عمومي نيست. تلاش براي نجات جان يك انسان است. از معدود جان‌هايي كه اراده‌ي امثال من و تو در سرنوشتش و نجاتش از چوبه‌ي دار بطور مستقيم دخيل است. در مورد تلاش براي نوشتن در مورد اعدام، حق حيات، سيستم نابسامان قضايي و ايجاد فرهنگ و بستر مناسب هم چشم. تا بشود مي‌نويسيم اما تا آن موقع و ضمن اين بسترسازي چه؟ بگذاريم آمار اعدام هر سال دوبرابر شود؟ فكرش را بكن اين مادر اگر اعدام شود دختر 17 ساله چه سرنوشتي پيدا خواهد كرد؟آن هم در دامان خانواده‌اي كه خود در افتادن اين زن در چنين ورطه‌اي نقش داشته‌اند. چه بسا او هم چون مادر ناخواسته چنين سرنوشتي پيدا كند و آن گاه مرد ديگري و زن ديگري هم از حق حيات محروم خواهد شد.

پ.ن: براي كمكي هرچند كوچك به اينجا مراجعه كنيد. در ايران شماره حساب سيبا و براي دوستان خارج از كشور حساب پيپال(Pay Pal) هست.

For more information on Akram Mahdavi’s case, as well as to donate to her fund via PayPal and other forms of on-line payment, please visit:  http://SaveAkramen.blogspot.com or http://SaveAkram.blogspot.com (farsi)

Thank you, and may you always love and be loved. 

 Link:  http://savedelara.com/Akram+Donate.html

آوریل 15, 2008

کم کم جمع میشه و یه روز به خودت نگاه می کنی و می بینی همه چیز داره متلاشی میشه

خیلی وقت بود می دونستم

جمع شد تا ترکید

اما جای اینکه خالی شدن تکه تکه شدم…

  

اکرم مهدوی، زنی که در سال 82 به کمک یک مرد دیگر شوهر 74 ساله خود را که نزدیک به 50 سال از وی بزرگتر بوده به قتل رسانده با تأیید حکم صادره در دیوان عالی کشور و ارسال آن جهت استیذان رئیس قوه قضاییه در معرض اعدام قرار دارد.

 کمپين کمک به اکرم مهدوی از سوی جمعی از فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان به راه افتاده و قصد دارد با جمع اوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکيان پرونده از اعدام وی جلوگيري کند.

اکرم مهدوی دوبار ازدواج کرده که هردو ازدواج در سنين پائين و ناخواسته انجام گرفته است واقدام او به ارتکاب قتل ناشی از رشد خشم و خشونت در خانواده در پی يک ازدواج اجباری است.
مينا جعفری، وکيل مدافع اکرم مهدوی می گويد: «الان پرونده در اجرای احکام دادسرای جنائی است وبايد برود پيش رئيس قوه قضائيه تا بتوانند حکم را اجرا کنند ما تمام سعی خودمان را می کنيم که خانواده مقتول رابرای پرداخت ۶۰ ميليون ديه راضی کنيم و اين امر فقط با همکاری مردم ميسر می شود. خانواده اکرم وضع ماليش اصلا خوب نبوده ونيست و به همين دليل هم نمی توانند کمک کنند».

اکرم مهدوی تحت فشار خانواده در آغاز سنين بلوغ با پيوند زناشويي بست كه چهل سال از او بزرگتر بود و حاصل اين ازدواج يک دختر هفده ساله است.

اکرم که خود زن جوانی است، چهار سال پيش به دنبال آشنایی با مرد جوانی و آنگونه که وکيل او می گويد: «به تحريک اين مرد جوان»، شوهر ۷۴ ساله اش را که از نظر سنی جای پدرش بوده به قتل می رساند.

او می افزايد: «اولين ازدواج اکرم مهدوی در سن سيزده سالگی بود. او در سن هیجده سالگی از شوهرش، که پسر دایی او نیز بود، طلاق می گیرد. بعد درسن بيست سالگی با فرد مقتول ازدواج می کند.او از همسر اولش يک دختر شانزده ساله دارد ولی از همسر دومش چون سن بالايی داشته بچه دار نشده است».

مينا می‌گويد:« اين واقعه را می توان از پيامد های ناگوار ازدواج های اجباری دانست».
وی در نامه ای که اخیراً منتشر کرده جهت پرداخت دیه و رهایی از اعدام درخواست کمک نموده است. متن نامه به شرح زیر است:

باسلام و احترام

احتراماً بدین وسیله به استحضار می رسانم اینجانبه، زندانی، “الف.م”، 32 ساله به اتهام قتل شوهر 74 ساله ام مدت چهار سال و نیم در زندان اوین بسر می برم. آنچنانکه شنیده ام اوایل سال 87، اجرای حکم اعدام را در پیش رو دارم.

شاکیان پرونده ام شرط گذاشته اند که با دریافت مبلغ 60 میلیون تومان، رضایت خود را اعلام کنند. اما من و خانواده ام فاقد استطاعت مالی برای پرداخت این مبلغ به شاکیان هستیم و نمی توانیم این مبلغ را تهیه نماییم. دارای یک دختر 17 ساله هستم و همچنین دچار بیماری صرع می باشم . دخترم اکنون مشغول به تحصیل بوده و نیاز زیادی به حضور مادر دارد. اما متاسفانه در این مدت فقط یک بار توانسته ایم همدیگر را ببینیم. دخترم به کسی جز من نمی تواند اتکا کند و با مرگ من، تکیه گاهش را از دست خواهد داد.

لذا خواهشمندم چنانچه در توان و امکان مالی شما مردم عزیز باشد، برای زنده ماندن این حقیر کمک مالی نمایید.

با احترام

میم. الف

جهت جمع آوری کمک برای پرداخت دیه این زندانی و از آنجا که به شناسنامه وی دسترسی وجود ندارد، شماره حسابی توسط وکیل وی افتتاح شده است.

شماره 0302917750001 حساب سیبا نزد شعبه مبارزان بانک ملی، به نام وکیل پرونده، مینا جعفری آماده دریافت کمک های انسان دوستانه به منظور نجات جان این زن است.

از همه دوستاني كه اين مطلب را مي‌خوانند خواهش مي‌كنم در صورت تمايل به كمك جهت نجات جان اين زن از هيچ كمكي دريغ نكنند. تنها تا آخر فروردین فرصت داریم.

پيشنهادها:

1. به وبلاگي كه به همين منظور راه اندازي شده لينك بدهيد. لوگويي تهيه شده كه ميتوانيد از طريق كد ارائه شده در وبلاگ آن را در وبلاگ و سايت خود قرار دهيد.

2. در اين مورد مطلب بنويسيد، در انتشار اين خبر همكاري كنيد.همگان را براي كمك فرابخوانيد.

3. یک نفر در کامنتی نوشته: “

تا کی میخوایم از قاتل ها حمایت کنیم؟ اگر این فرد مسن بر فرض مثال پدر خود ما بود، جز کشتنش به دست خودمون به چیز دیگه ای راضی می شدیم؟” حتی دوستی از آلمان اظهار کرد که دارید از عمل این فرد دفاع می کنید…

ما به هیچ عنوان قصد توجیح عمل مجرمین رو نداریم. من هم نگفتم اگر زنی 50 سال از شوهرش کوچکتر بود حق دارد وی را از بین ببرد. نه. حق حیات هر انسانی اولین و بنیادی ترین حق اوست. بدون ادامه زندگی برخورداری شخص از هیچ کدام از حقوق تصریح شده ی مدنی، سیاسی، اجتماعی و… ممکن نیست. همان طوری که اکرم با وجود تمام سختی ها و مشکلات حق کشتن شوهر خود را نداشته، ما نیز نبایستی در برابر اعدام وی و هر انسانی دیگری بی تفاوت باشیم. اعدام قتل عمد دولتی و ترویج علنی خشونت محسوب میشه. دوست عزیز! ما از قاتلین حمایت نمی کنیم. از حق حیات برای هر انسان حمایت می کنیم. حتی اگر اون مقتول مسن پدر خود ما بود. شک نکن.

پ.ن:الان 14 ساعت از نوشتن این فراخوان میگذره. ققنوس (محمد عزیز نوشت، 200 دلار هم کمک کرد) کمانگیر هم نوشته و 200 دلار هم کمک کرده. داور و خیلی های دیگر هم قراره بنویسند. برای دوستان خارج از کشور به زودی یک حساب پی پال (Pay Pal) ایجاد خواهد شد. فردا در بالاترین موضوع داغ اضافه می کنیم.

پ.ن.2: لطفا اگر امکانش رو دارید تصاویر فیش کمک ها را به آدرس  saveakram@gmail.com  بفرستید.